به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، با توجه به تشدید ناامنی انرژی، تعهدات اقلیمی و ضرورت پاسخگویی به افزایش شدید تقاضای برق ناشی از رشد صنعتی، مراکز داده و توسعه هوش مصنوعی، انرژی هستهای جایگاه برجستهتری در راهبردهای توسعه اقتصادهای جنوب شرق آسیا پیدا کرده است.
در چنین شرایطی، چین در کنار صادرکنندگان تثبیتشدهای مانند فرانسه، روسیه، کره جنوبی و ایالات متحده، به عنوان شریکی جذاب مطرح میشود.
راهبرد صادرات هستهای چین بر ظرفیت صنعتی داخلی متکی است که طی شش دهه شکل گرفته است. تا سال ۲۰۲۶، چین با ۶۱ راکتور عملیاتی و ۳۶ راکتور در دست ساخت، سومین شبکه بزرگ نیروگاههای هستهای جهان را در اختیار دارد و در زمینه ساخت راکتورهای جدید پیشتاز است. این تجربه به خودکفایی فناورانه منجر شده است؛ بهگونهای که چین اکنون راکتورها را عمدتاً بر پایه حقوق مالکیت فکری بومی طراحی، تولید و احداث میکند.
محور اصلی تلاش صادراتی چین، هوا لونگ وان (Hualong One)، یک راکتور آب تحت فشار نسل سوم است که توسط شرکت ملی هستهای چین (CNNC) و گروه انرژی هستهای عمومی چین (CGN) توسعه یافته است. با ۴۱ واحد عملیاتی یا در حال ساخت، این طراحی یکی از گستردهترین طرحهای راکتور در جهان محسوب میشود. این راکتور دارای سامانههای ایمنی پیشرفته فعال و غیرفعال است، میتواند بدون برق خارجی تا ۷۲ ساعت فعالیت کند و هر واحد آن بین ۱۰۹۰ تا ۱۱۰۰ مگاوات برق تولید میکند؛ ظرفیتی که میتواند نیاز برق تا یک میلیون خانوار را تأمین کند.
این طراحی به میزان بالایی بومیسازی شده و حدود ۹۰ درصد قطعات آن در داخل چین تولید میشود. همین مسئله به چین امکان میدهد بستههای یکپارچه «کلید در دست» شامل مهندسی، تأمین تجهیزات، ساخت، تأمین مالی، آموزش و سوخترسانی ارائه کند و رقابتپذیری خود را در بازارهای جهانی افزایش دهد.
پکن قصد دارد تا سال ۲۰۳۰، ۳۰ راکتور هستهای به کشورهای مشارکتکننده در ابتکار کمربند و راه صادر کند؛ اقدامی که میتواند حدود یک تریلیون یوان (۱۱۵/۱ تریلیون دلار هنگکنگ) معادل ۱۴۷٫۲ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند. چین توافقنامههای همکاری هستهای با چندین کشور امضا کرده و پروژههایی در پاکستان، آرژانتین، کنیا، قزاقستان و عربستان سعودی یا در حال بهرهبرداری هستند یا در مرحله مذاکره قرار دارند.
در مقایسه با دیگر کشورهای صادرکننده راکتور، نقاط قوت اصلی چین در پشتیبانی دولتی از هزینههای سرمایهای ساخت نیروگاههای هستهای در خارج از کشور و نیز زنجیرههای تأمین یکپارچه هستهای نهفته است. درجه بالای خودکفایی چین در طراحی، مهندسی و ساخت راکتورها، امکان کنترل دقیقتر هزینهها و استقرار سریعتر پروژهها را فراهم کرده است. هرچند چین همچنان به اورانیوم وارداتی وابسته است، اما بهطور همزمان در حال توسعه فناوریهای جایگزین نیز هست.
راکتور نمک مذاب توریمی وووی (Wuwei Thorium Molten Salt Reactor – TMSR-LF1) در ژوئن ۲۰۲۴ به ظرفیت کامل توان رسید؛ موضوعی که نشاندهنده برتری نوظهور چین در حوزه راکتورهای نسل آینده است. برخلاف راکتورهای متعارف آب تحت فشار، راکتورهای نمک مذاب توریمی از سوخت مایع حلشده در خنککنندههای نمک مذاب استفاده میکنند؛ قابلیتی که امکان سوختگیری مجدد بدون خاموش کردن راکتور را فراهم میسازد.
انرژی مبتنی بر توریم میتواند برای کشورهای در حال توسعه جذابیت ویژهای داشته باشد، زیرا از طریق دسترسی گستردهتر به منابع، ویژگیهای ایمنی تقویتشده و کاهش قابل توجه پسماندهای پرتوزای سطح بالا نسبت به چرخههای متعارف اورانیوم، امنیت انرژی بلندمدت را فراهم میکند. اورانیوم از نظر تجاری بالغتر است، اما توریم قابلیت کمتری برای انحراف به سمت تولید تسلیحات هستهای دارد. ظرفیت بلندمدت توریم، آن را به گزینهای جذاب برای کشورهایی تبدیل میکند که به دنبال مسیرهای انرژی پاکتر هستند.
چین از طریق سازوکارهایی مانند شبکه ایمنی هستهای آسیا (Asian Nuclear Safety Network) که در سال ۲۰۰۲ توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی ایجاد شد و همچنین مجمع همکاری هستهای در آسیا (Forum for Nuclear Cooperation in Asia) با کشورهای جنوب شرق آسیا در زمینه توسعه هستهای تعامل داشته است. این مجمع از سال ۲۰۰۰ توسط کمیسیون انرژی اتمی ژاپن میزبانی میشود. تبادلات میان دانشمندان هستهای، نهادهای تنظیمگر صنعت، شرکتها، مؤسسات پژوهشی و جامعه مدنی، طیف گستردهای از موضوعات، از جمله انرژی هستهای و استفاده از منابع پرتوزا برای کاربردهای غیرنیروگاهی را دربر میگیرد.
این تعاملات به تلاش منطقه برای تدوین چارچوب جامع سیاست هستهای و فرهنگ ایمنی هستهای در شرق آسیا کمک میکند. در این شبکهها و سایر سازوکارها، کشورهای جنوب شرق آسیا صرفاً دریافتکننده انتقال دانش و ظرفیتسازی نیستند، بلکه نقش فزایندهای در جستوجوی سازوکارهای مؤثر منطقهای برای تضمین ایمنی و امنیت هستهای ایفا میکنند.
همکاری عملیاتی تایلند با چین نمونه قابل توجهی است. در سال ۲۰۱۵، شرکت Ratchaburi Electricity Generating Holding بزرگترین شرکت خصوصی برق تایلند، ۱۰ درصد سهام دو راکتور هوا لونگ وان در نیروگاه هستهای Fangchenggang در استان گوانگشی را خریداری کرد. گروه CGN نیز در آموزش متخصصان هستهای تایلندی مشارکت داشته و این پروژه را به پایگاه نمایشی صادرات Hualong One تبدیل کرده است. این همکاری به شکلگیری تفاهمنامه سال ۲۰۲۵ چین و تایلند درباره استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای کمک کرد.
برای کشورهای جنوب شرق آسیا که در حال آمادهسازی برای توسعه انرژی هستهای هستند، انتخاب یک شریک فناورانه صرفاً یک معامله تجاری نیست؛ بلکه به ایجاد شراکتها و وابستگیهای بلندمدت در حوزه سرمایه، فناوری، تخصص، تأمین سوخت و دفع سوخت مصرفشده منجر میشود. با توجه به اینکه عمر عملیاتی راکتورها بیش از ۴۰ سال است، انتخاب امروزِ تأمینکننده، روابط راهبردی فردا را تثبیت میکند.
وابستگی سوختی از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا راکتورهای متعارف به اورانیوم کمغنیشده (LEU) متکی هستند؛ سوختی که معمولاً غنای آن کمتر از ۲۰ درصد ایزوتوپ U-235 است. تنها تعداد محدودی از کشورها توانایی فنی غنیسازی اورانیوم در مقیاس وسیع را دارند. این کشورها عمدتاً شامل قدرتهای بزرگ هستهای و چند دولت دارای فناوری پیشرفته مانند برزیل، آلمان، ژاپن و هلند هستند. روسیه همچنان تأمینکننده غالب جهانی اورانیوم کمغنیشده است، اما چین به سرعت در حال گسترش توانمندیهای چرخه سوخت خود برای پشتیبانی از صادرات روبهرشد راکتورهایش است.
قفلشدگی فناورانه نیز به همان اندازه مهم است. نگهداری، ارتقا و پشتیبانی فنی معمولاً به فروشنده اولیه وابسته باقی میماند و طی دههها بر استانداردهای تنظیمگری و ظرفیتهای نهادی اثر میگذارد. با گذشت زمان، این وضعیت میتواند وابستگی بلندمدت را هم در سامانههای فنی و هم در چارچوبهای حکمرانی نهادینه کند.
برای جنوب شرق آسیا، چین مزیتهای روشنی ارائه میکند: فناوری آزمودهشده، سرعت بالای اجرا و حمایت گسترده در زمینه ظرفیتسازی. با این حال، این مزایا با احتمال قفلشدگی فناورانه و وابستگی بلندمدت به زنجیره تأمین سوخت همراه هستند. چالش اصلی این است که چگونه فناوریهای وارداتی پذیرفته، بومیسازی، استانداردسازی و در نهایت داخلیسازی شوند، در حالی که همزمان از کمکهای بینالمللی برای رفع کمبود مهندسان، دانشمندان، نیروی کار ماهر و نهادهای تنظیمگر واجد شرایط استفاده شود.
تجربه خود چین در این زمینه آموزنده است؛ این کشور پیش از توسعه راکتورهایی با حقوق مالکیت فکری مستقل، به شکل گسترده از فناوریهای کانادا، فرانسه، روسیه و ایالات متحده بهره گرفت؛ فرآیندی که دههها تعهد مستمر سیاستی و مالی را طلب کرد.
در نهایت، انتخاب فروشنده هستهای صرفاً یک تصمیم فنی یا تجاری نیست؛ بلکه انتخابی راهبردی است که مسیرهای امنیت انرژی و توسعه فناوری را برای دهههای آینده شکل خواهد داد. در این چارچوب، تعامل با چین باید بخشی از آینده هستهای منطقه باشد. چالش اصلی در نحوه ساماندهی این تعامل در کنار سایر شرکا نهفته است؛ بهگونهای که منافع حداکثری حاصل شود، انعطافپذیری راهبردی حفظ گردد و ظرفیتهای بومی توسعه یابد.
منبع: scmp


