به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، این فلز به ظاهر ساده، به یکی از حیاتیترین مواد خام قرن بیستویکم تبدیل شده است؛ فلزی که سرورها، سامانهها و زیرساختهای خنککننده مورد نیاز هوش مصنوعی، باتری خودروهای برقی و تجهیزات الکترونیکی هدایتکننده تسلیحات مدرن را تأمین میکند.
اهمیت روزافزون مس میتواند به تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی منجر شود. انتظار میرود وزیر بازرگانی آمریکا، تا ۳۰ ژوئن گزارش بهروزشدهای درباره بازار مس به کاخ سفید ارائه کند؛ گزارشی که پس از آن تهیه شده است که دونالد ترامپ سال گذشته با امضای یک فرمان اجرایی، احیای صنعت داخلی مس آمریکا را در دستور کار قرار داد.
این گزارش شامل ارزیابی جدیدی درباره ضرورت اعمال تعرفه بر واردات مس تصفیهشده خواهد بود؛ وزیر بازرگانی آمریکا پیشنهاد داده بود از نخستین روز سال ۲۰۲۷ تعرفهای ۱۵ درصدی بر واردات مس تصفیهشده اعمال شود که یک سال بعد به ۳۰ درصد افزایش یابد.
در صورت تصویب، این تعرفهها علاوه بر تعرفه ۵۰ درصدی موجود بر محصولات نیمهساخته مسی و کالاهای مشتقشده پرمصرف از مس اعمال خواهند شد؛ تعرفهای که در ماه اوت همراه با مجموعهای از سیاستها برای تشویق تولید و سرمایهگذاری داخلی وضع شده بود.
اما واشنگتن با چالشی جدی روبهرو است؛ زیرا تلاش فزاینده این کشور برای تأمین امنیت زنجیره تأمین با ساختار بسیار متمرکز صنعت جهانی مس برخورد کرده است.
کاخ سفید در فرمانی که در فوریه ۲۰۲۵ برای آغاز تحقیقات درباره واردات مس ذیل ماده ۲۳۲ قانون توسعه تجارت ۱۹۶۲ صادر کرد، نوشت: «یک تولیدکننده خارجی بهتنهایی بر صنعت ذوب و پالایش مس جهان سلطه دارد؛ بیش از ۵۰ درصد ظرفیت ذوب جهانی را در اختیار دارد و مالک چهار مورد از پنج پالایشگاه بزرگ جهان است.»
این عبارت در دستورات اجرایی بعدی نیز تکرار شد. اگرچه در این اسناد نامی از کشور مورد نظر برده نشده بود، اما تنها کشوری که با این توصیف مطابقت دارد، چین است.
دولت ترامپ نگران سلطه چین بر پالایش و ذوب مس است؛ بنابراین تعرفههای پیشنهادی با هدف کاهش واردات مس تصفیهشده و محصولات وابسته به مس طراحی شدهاند، اما مواد اولیه مس را شامل نمیشوند تا ظرفیت تولید داخلی آمریکا تقویت شود.
اگرچه چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ درصد واردات مس آمریکا را تأمین میکرد، اما بیش از ۵۲ درصد ظرفیت جهانی پالایش و ذوب مس را در اختیار داشت و از سال ۲۰۰۰ تاکنون حدود سهچهارم رشد ظرفیت ذوب مس جهان را به خود اختصاص داده است.
این وضعیت این احتمال را مطرح میکند که اگر پکن روزی تصمیم بگیرد زنجیره تأمین را به ابزاری سیاسی تبدیل کند، آمریکا آسیبپذیر خواهد بود؛ نگرانیای که نشاندهنده تغییر چشمگیر جایگاه کشوری است که زمانی رهبر صنعت جهانی مس بود.
از سلطه تا افول
یک قرن پیش، معادن ایالتهای میشیگان، آریزونا و یوتا موتور محرک رشد صنعتی، برقرسانی و تولیدات نظامی آمریکا بودند و کارخانههای ذوب و پالایش مس این کشور از پیشرفتهترین واحدهای جهان به شمار میرفتند.
اما امروز بخش عمدهای از آن برتری از بین رفته است. با انتقال ظرفیتهای فرآوری به خارج از کشور، تعداد کارخانههای فعال ذوب مس آمریکا از ۱۶ واحد به تنها دو واحد کاهش یافته است.
در مقابل، چین طی دو دهه گذشته بهطور مستمر جایگاه خود را در زنجیره جهانی مس تقویت کرده است. این کشور که زمانی بهشدت به واردات کنسانتره مس وابسته بود، با سرمایهگذاری گسترده در کشورهای دارای ذخایر غنی معدنی و توسعه مستمر ظرفیت داخلی ذوب و پالایش، به بزرگترین تولیدکننده مس تصفیهشده جهان تبدیل شده است.
پکن همچنین از طریق سرمایهگذاری خارجی، تأمین مالی دولتی و گسترش فعالیت شرکتهای معدنی چینی، شبکهای جهانی از معادن، تأسیسات فرآوری و مسیرهای تأمین ایجاد کرده است. در پرو، شرکتهای چینی سهام معادن بزرگی از جمله لاس بامباس، یکی از بزرگترین معادن مس جهان، را در اختیار گرفتهاند. در جمهوری دموکراتیک کنگو نیز این شرکتها به بازیگران اصلی پروژههای مهمی مانند کاموا-کاکولا تبدیل شدهاند.
شرکتZijin Mining چین نیز پس از خرید معدن مس و طلای لا آرنا در پرو، در ماه آوریل اعلام کرد حدود ۱.۵ میلیارد دلار برای توسعه این معدن و افزایش تولید آن سرمایهگذاری خواهد کرد.
چین به همراه جمهوری دموکراتیک کنگو حدود ۶۰ درصد تولید جهانی مس تصفیهشده را در اختیار دارند و در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ تولید مشترک آنها ۹ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که تولید سایر کشورهای جهان ۱.۴ درصد کاهش یافته است.
این برتری در عرضه با تقاضای داخلی قدرتمند چین نیز تقویت میشود، زیرا مس تقریباً در تمامی بخشهای اقتصاد این کشور نقشی اساسی دارد. ۴۴ درصد مصرف نهایی مس چین در زیرساختهای برق، ۱۵ درصد در حملونقل و ۱۳ درصد در لوازم خانگی مصرف میشود و بخشهای ماشینآلات، تجهیزات الکترونیکی و ساختمان نیز سهم عمده باقیمانده را تشکیل میدهند.
دو راهبرد متفاوت
دولت ترامپ برای مقابله با سلطه چین، سیاست صنعتی را با اقدامات حمایتی و تعرفهای ترکیب کرده تا وابستگی آمریکا به منابع خارجی کاهش یابد و سرمایهگذاری داخلی افزایش پیدا کند. اما همین احتمال اعمال تعرفههای جدید، بازار جهانی مس را تحت تأثیر قرار داده است.
بانک گلدمن ساکس در گزارشی که اوایل همین ماه منتشر شد، پیشبینی کرد اگر تعرفههای پیشنهادی واشنگتن اجرایی شوند، قیمت مس در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ از هر تن ۱۴ هزار دلار فراتر خواهد رفت؛ زیرا خریداران آمریکایی بار دیگر اقدام به انبار کردن گسترده مس خواهند کرد.
این بانک همچنین میانگین پیشبینی قیمت مس برای سال ۲۰۲۷ را حدود ۱۳.۵ درصد افزایش داد و آن را به ۱۳ هزار و ۸۰۰ دلار در هر تن رساند؛ زیرا کاهش عرضه معادن و افزایش واردات آمریکا، بازار جهانی خارج از این کشور را با کمبود مواجه خواهد کرد.
در حال حاضر، قیمت نقدی مس در بورس فلزات لندن حدود ۱۳ هزار و ۶۵۰ دلار در هر تن است.
دولت ترامپ قصد دارد بهطور مداوم دامنه تعرفهها را اصلاح و محصولات جدیدی را به آن اضافه کند، اما تغییر مداوم مرزهای تعرفهای، فضای عدم قطعیت برای شرکتها ایجاد کرده و مانع سرمایهگذاری بلندمدت میشود.
اثربخشی تعرفهها تنها زمانی امکانپذیر است که بخشی از یک سیاست صنعتی جامع باشند. تعرفهها شاید برای مدتی فرصت تنفس ایجاد کنند، اما بهخودیخود باعث افزایش تولید داخلی نمیشوند.
به نظر میرسد سیاستگذاران آمریکایی نیز از این مشکل آگاه هستند. در سال جاری پروژههای بزرگی مانند Resolution Copper در آریزونا، Copper World و White Pine North موفق به دریافت مجوزهای لازم، تأمین مالی یا سرمایهگذاری راهبردی شدهاند.
با این حال، طولانی بودن روند صدور مجوزها همچنان مانعی جدی است. بر اساس آمار کنگره آمریکا، پروژههای معدنی و ذوب مس در این کشور بهطور متوسط ۱۹.۱ سال زمان نیاز دارند تا به مرحله تولید برسند، در حالی که میانگین جهانی برای معادن مس ۱۶.۲ سال است.
در مقابل، چین از یک دهه پیش مس را بهعنوان یک ماده معدنی راهبردی تلقی کرده است. پکن در سال ۲۰۱۶ این فلز را در برنامه ملی منابع معدنی خود بهعنوان مادهای راهبردی معرفی کرد، در حالی که آمریکا تازه در سال ۲۰۲۵ مس را به فهرست مواد معدنی راهبردی خود افزود؛ اقدامی که امکان برخورداری این فلز از حمایتهای مالی، پژوهشی و تسهیل صدور مجوزها را فراهم کرد.
«سیاستهای کنونی آمریکا بیشتر واکنشی هستند تا پیشدستانه و عمدتاً تحت تأثیر اختلافات تجاری کوتاهمدت قرار دارند، نه یک چشمانداز بلندمدت درباره نقش مس در گذار انرژی.
نبود نقشه راه روشن باعث شده شرکتها برای سرمایهگذاری در کارخانههای جدید ذوب، بازیافت یا اکتشاف بلندمدت مردد باشند.
شاید بنیادیترین مشکل، فقدان یک راهبرد منسجم ملی برای مس باشد. برخلاف چین که استخراج، پالایش، بازیافت و تجارت را در قالب یک چارچوب واحد مدیریت میکند، سیاستهای آمریکا همچنان پراکنده است.
برای کاهش گلوگاههای داخلی، واشنگتن بهطور فزاینده به مشارکتهای معدنی و سرمایهگذاری در کشورهایی مانند زامبیا و جمهوری دموکراتیک کنگو روی آورده است تا وابستگی خود را به ظرفیت پالایش تحت کنترل چین کاهش دهد.
مس؛ عنصر نادر خاکی جدید؟
اختلال در تولید معدن گراسبرگ اندونزی، دومین معدن بزرگ مس جهان، و مشکلات پروژه کاموا-کاکولا در کنگو که یکی از مهمترین منابع رشد عرضه جهانی مس محسوب میشود، چشمانداز افزایش تولید را تیره کرده است.
به همین دلیل، بانک گلدمن ساکس پیشبینی خود درباره بازگشت کامل عرضه را به سال ۲۰۲۸ موکول کرده است. این بانک در ماه ژوئن پیشبینی عرضه جهانی معادن مس در سال ۲۰۲۶ را حدود ۳۵۰ هزار تن کاهش داد؛ رقمی معادل حدود ۱.۵ درصد عرضه جهانی.
در همین حال، رشد مراکز داده هوش مصنوعی نیز تقاضا برای مس را بهطور چشمگیری افزایش داده است؛ زیرا این مراکز به سامانههای توزیع برق داخلی و تجهیزات خنککننده گسترده نیاز دارند. پیش بینی میشود تقاضای مراکز داده برای مس از ۱.۱ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۲.۵ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید.
افزایش تقاضا و محدودیت عرضه باعث شده نگرانی واشنگتن درباره اهمیت مواد معدنی راهبردی در رقابت ژئوپلیتیکی تشدید شود؛ نگرانیهایی که پس از اعمال محدودیت صادرات عناصر نادر خاکی از سوی چین در آوریل ۲۰۲۵، در واکنش به تعرفههای موسوم به «روز آزادی» ترامپ، شدت بیشتری گرفت.
با این حال، مشخص نیست که سلطه چین بر پالایش مس بتواند همان اهرم فشاری را ایجاد کند که این کشور در زنجیره عناصر نادر خاکی در اختیار دارد.
ساختار بازار جهانی مس چنین امکانی را بسیار محدود میکند.برخلاف زنجیره تأمین عناصر نادر خاکی، زنجیره تأمین مس در حوزههای قضایی مختلف پراکنده است.
مس تصفیهشده کالایی جهانی است که عرضهکنندگان متعددی دارد و معمولاً به بازاری میرود که بالاترین قیمت را پرداخت کند.
طی ۱۲ ماه گذشته، اختلاف قیمت در بورس Comex نشان داد که اگر پول بیشتری پرداخت شود، مس به آمریکا منتقل خواهد شد؛ بهگونهای که پالایشگاهها مسیر صادرات خود را از چین به آمریکا تغییر دادند.
هزینههای مس در نهایت در قیمت محصولات پاییندستی منعکس میشود و در بسیاری از موارد، سیاستهای آمریکا بیش از ظرفیت پالایش چین، صنایع وابسته به مس را تهدید میکند.
آمریکا حداقل طی پنج تا ۱۰ سال آینده همچنان واردکننده خالص مس تصفیهشده باقی خواهد ماند و صنایع داخلی در صورت اعمال تعرفههای جدید با افزایش هزینهها روبهرو خواهند شد.
اگر آمریکا بر واردات مس تصفیهشده تعرفه وضع کند، این اقدام در عمل به معنای اخذ مالیات مستقیم از مراکز داده، انرژیهای تجدیدپذیر، شبکه برق و سایر صنایع پرمصرف مس خواهد بود.
توسعه ظرفیتهای جدید تولید زمانبر است و این موضوع میتواند در کوتاهمدت و میانمدت به مانعی برای اهداف اقتصادی و فناورانه آمریکا تبدیل شود.
موفقیت آمریکا در بازسازی ظرفیت تولید داخلی در نهایت به میزان حمایت دولت بستگی خواهد داشت، زیرا سرمایهگذاری بخش خصوصی بهتنهایی پاسخگوی نیاز صنعت نخواهد بود.
هزینه بالای انرژی و نیروی کار، مقررات سختگیرانه زیستمحیطی و حاشیه سود پایین کارخانههای ذوب مس در آمریکا باعث میشود حمایت دولت برای احیای ظرفیت ذوب داخلی کاملاً ضروری باشد.
بزرگترین چالش آمریکا این است که چگونه بتواند مس بیشتری را در مدت زمان کوتاهتر و در عین حال به شیوهای مسئولانه تولید کند.
رقابت بر سر مس، نشانه تغییر گستردهتر در موازنه قدرت جهانی است؛ تغییری که در آن سیاست صنعتی بار دیگر به محور اصلی رقابت اقتصادی تبدیل شده است. در حالی که پکن و واشنگتن رقابت خود را در صنایع راهبردی تشدید میکنند، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در گزارشی که ماه مارس منتشر شد هشدار داد بازار جهانی مس تا سال ۲۰۳۵ ممکن است با کسری عرضه ۳۰ درصدی مواجه شود؛ هشداری که محدودیتهای زنجیره تأمین را در اقتصاد جهانیِ روزبهروز چندقطبیتر برجسته میکند.
منبع: scmp


