به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، آلیشیا گارسیا هررو، پژوهشگر ارشد اندیشکده بروگل در بروکسل و اقتصاددان ارشد آسیا و اقیانوسیه در بانک سرمایهگذاری ناتیکسیس، گفت: ما هماکنون در نقطه آغاز شوک چین ۳.۰ قرار داریم.
او این اظهارات را پس از شرکت در یک نشست مجازی مطرح کرد که به میزبانی مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون، مستقر در واشنگتن، برگزار شد.
به گفته گارسیا هررو، سومین موج شوک چین حول 3 حوزه اصلی شکل خواهد گرفت: هوش مصنوعی، شامل سختافزار و نرمافزار، زیستفناوری و رباتیک.
هوش مصنوعی و رباتها؛ محور موج سوم شوک چین
چین، با وجود آنکه همچنان یکی از واردکنندگان بزرگ تراشههای پیشرفته است، در حال توسعه سختافزار و نرمافزارهای اختصاصی هوش مصنوعی خود است و قصد دارد پس از تأمین نیازهای داخلی، این محصولات را به بازارهای جهانی صادر کند.
این صادرات ممکن است در قالب بستههای یکپارچهای شامل تجهیزات و زیرساختهای مراکز داده و خدمات رایانش ابری نیز عرضه شوند. در ادامه، رباتهای انساننما و رباتهای صنعتی هم میتوانند به این موج صادراتی بپیوندند؛ روندی که در مجموع ممکن است شوکی بزرگتر از موج فعلی به اقتصاد جهانی وارد کند.
او در این باره گفت: اگر به هوش مصنوعیِ تجسمیافته، رباتهای انساننما یا رباتهای صنعتی فکر کنید، تصور کنید چه شوک عظیمی در راه است؛ شوکی فراتر از آنچه اکنون با آن مواجهیم.
هوش مصنوعی تجسمیافته به فناوریهایی اشاره دارد که هوش مصنوعی را با تجهیزات فیزیکی، از جمله رباتها، ترکیب میکنند تا این سامانهها بتوانند محیط واقعی را درک کنند و در آن دست به اقدام بزنند.
انرژی ارزان چین، مزیت رقابتی جدید در اقتصاد جهانی
گارسیا هررو در نشست مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون تأکید کرد که انرژی ارزان در چین میتواند هزینه محاسباتی این کشور را به پایینترین سطح در جهان برساند.
این مزیت رقابتی میتواند قدرت اقتصادی چین را از حوزه کالاهای صنعتی فراتر ببرد و به بخش خدمات نیز گسترش دهد.
کشوری با اقتصادی عظیم که در طیف گستردهای از بخشها توان رقابت دارد، اما بازار آن تا حد زیادی به روی واردات بسته است، باید با «بسیار معقول و سنجیده» با آن برخورد شود.
از شوک واردات کالاهای چینی تا رقابت در فناوریهای پیشرفته
اصطلاح «شوک چین» را اقتصاددانان آمریکایی، دیوید آتور، دیوید دورن و گوردون هنسون، رواج دادند. پژوهشهای این سه اقتصاددان نشان داد که افزایش واردات کالاهای چینی پس از پیوستن پکن به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، با از دست رفتن مشاغل تولیدی در آمریکا و افول شهرهای صنعتی این کشور ارتباط داشته است.
موج دوم «شوک چین» از حدود سال ۲۰۱۸ آغاز شد؛ هرچند برخی تحلیلگران شروع آن را به دهه ۲۰۲۰ نسبت میدهند. این موج عمدتاً از گسترش صادرات محصولات پیشرفتهتر صنعتی چین، از جمله خودروها و ماشینآلات، ناشی شده است.
اکنون پیشبینی میشود موج سوم از نظر ماهیت با دو موج قبلی تفاوت داشته باشد؛ زیرا بهجای تمرکز صرف بر کالاهای صنعتی، فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، زیستفناوری و رباتیک را در بر میگیرد.
اتهام مازاد ظرفیت؛ اختلاف پکن با آمریکا و اروپا
مقامهای آمریکایی و اروپایی چین را به داشتن «مازاد ظرفیت تولیدی» متهم کردهاند؛ وضعیتی که در آن یک کشور بیش از میزان قابل جذب در بازارهای داخلی و خارجی تولید میکند و ناچار میشود مازاد محصولات خود را با قیمتهای پایین به بازارهای جهانی عرضه کند. چین این اتهامات را رد کرده است.
وزارت بازرگانی چین در سندی با عنوان «موضع چین درباره مسئله موسوم به مازاد ظرفیت»، که در ۲۸ ژوئیه منتشر شد، اعلام کرد پکن هیچگاه بهطور عمدی سیاست ایجاد مازاد تجاری را دنبال نکرده است. بر اساس این سند، صادرات چین حاصل نوآوری و اصلاحات اقتصادی است، نه یارانهها یا ضعف تقاضای داخلی.
در این سند آمده است: میان یارانههای صنعتی و مازاد ظرفیت، رابطه ضروری و اجتنابناپذیری وجود ندارد.
مازاد تجاری چین در مسیر ثبت رکوردی تازه
دادههای گمرکی که اخیرا منتشر شد، نشان داد مازاد تجاری چین در ۹ ماه نخست سال جاری میلادی به ۹۳۸٫۱۱ میلیارد دلار رسیده است. این رقم نشان میدهد چین در مسیر عبور از رکورد سال گذشته خود، یعنی ۱٫۱۸۹ تریلیون دلار، قرار دارد.
صادرات چین در ماه سپتامبر نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۶٫۳ درصد افزایش یافت. همچنین مازاد تجاری این کشور در همان ماه، هم در تجارت با آمریکا و هم در تجارت با اتحادیه اروپا، از ۳۴ میلیارد دلار فراتر رفت.
تلاش آمریکا و متحدانش برای مهار مازاد ظرفیت چین
در هفتم اکتبر، آمریکا و ۱۴ اقتصاد دیگر، از جمله اتحادیه اروپا، در پاریس بیانیهای را امضا کردند که در آن بر اقدام برای مقابله با مازاد ظرفیت ساختاری در بخشهایی مانند خودروهای برقی، باتریها، مواد شیمیایی، تراشهها و انرژی خورشیدی تأکید شده بود. چین در میان امضاکنندگان این بیانیه حضور نداشت.
تحلیلگران این اقدام را تلاشی از سوی واشنگتن و بروکسل برای تشکیل یک «ائتلاف چندجانبه» بهمنظور افزایش فشار بر پکن توصیف کردهاند.
شرکتکنندگان در نشست مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون درباره نحوه مواجهه با این وضعیت دیدگاههای متفاوتی داشتند.
نیکلاس لمپ، دانشیار حقوق در دانشگاه کوئینز کانادا، استدلال کرد که کشورهای غربی باید بهجای تلقی کردن تمام تجارت با چین بهعنوان یک تهدید، از سرمایهگذاری شرکتهای چینی استقبال کنند.
سرمایهگذاری چین در اروپا؛ فرصت یا تهدید؟
گارسیا هررو نسبت به مزایای سرمایهگذاری و همکاری تجاری با شرکتهای چینی بدبینتر بود.
او گفت کارخانههایی که خودروسازان چینی در اروپا احداث میکنند، احتمالاً عمدتاً به خطوط مونتاژ محدود خواهند شد و همچنان به واردات قطعات از چین وابسته خواهند ماند. به گفته او، مقررات امنیتی پکن نیز انتقال فناوری را محدود میکند.
گارسیا هررو در این باره گفت: چین در انتقال فناوری خود بهشکلی چشمگیر محتاطانه عمل میکند و افزود که این رویکرد بهدرستی اتخاذ شده است.
او در ادامه تأکید کرد: به همین دلیل، یافتن راهحل امروز دشوارتر از گذشته است.
آیا راهی برای کاهش تنش اقتصادی میان چین و غرب وجود دارد؟
یلینگ تان، استاد سیاستگذاری عمومی دانشگاه آکسفورد و پژوهشگر ارشد غیرمقیم مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون، گفت چین به اطمینان خاطر نیاز دارد که غرب به دنبال مهار، سرکوب یا محاصره این کشور نیست.
به اعتقاد او، همه طرفها باید برای یافتن راهی مشترک به جلو تلاش کنند. تان گفت: فکر میکنم برای رسیدن به این نقطه، به سیاستمدارانی خردمند و شجاع نیاز داریم.
او در عین حال مسیر دستیابی به چنین توافقی را باریک و دشوار توصیف کرد، اما افزود: نمیتوان گفت که چنین مسیری اصلاً وجود ندارد.
منبع: scmp



