به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، در سالهای پس از پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی، شرکتهای این کشور در زنجیرههای تأمین جهانی و عمدتاً در سطوح پایینتر زنجیره ارزش ادغام شدند. آنها برای دیگران تولید میکردند؛ در حالی که شرکتهای غربی و ژاپنی بخشهای ممتاز و برندینگ را در اختیار داشتند و شرکتهای چینی کار تولید کمزرقوبرق را انجام میدادند.
این تقسیم کار اکنون در حال فرسایش است. در حوزههایی مانند تلفنهای هوشمند، خودروهای برقی و خدمات دیجیتال، شرکتهای چینی در حال صعود در زنجیره ارزش هستند، با شرکتهای غربی رقابت میکنند و در بسیاری از بخشها حتی پیشتاز جهانیاند. اما «شوک بعدی چین» ممکن است شکل متفاوتی داشته باشد.
آن را «شوک چین ۲.۰» یا «۳.۰» بنامیم، اما چین دیگر فقط محصولات جهان را تولید نمیکند؛ بلکه بهطور فزایندهای در حال تولید «ترجیحات» جهان نیز هست. بهویژه در میان مصرفکنندگان جوانتر، برندهای چینی در حال شکل دادن به سلیقهها، زیباییشناسی و تصویر جهانی از چین هستند.
روند «Chinamaxxing» که در آن اینفلوئنسرها سبک زندگی و تندرستی چینی را بهعنوان نماد مدرنیته جذاب معرفی میکنند، یکی از نشانههای قابل مشاهده است. استقبال جهانی از بازی ویدئویی Black Myth: Wukong، محبوبیت لابوبو (Labubu)، رشد میکرودراماها و گسترش جهانی محصولاتی مانند زنجیرههای چای حبابی (boba) همگی بازتاب یک روند گستردهترند. خیزش «Created in China» در کالاهای مصرفی و صادرات فرهنگی ممکن است در بلندمدت حتی پیامدهایی مهمتر از پیشرفتهای چین در فناوری سبز یا هوش مصنوعی داشته باشد.
از منظر ژئوپلیتیکی، این تغییر اهمیت دارد. رقابت میان چین و غرب دیگر محدود به تجارت و فناوری نیست؛ بلکه به عرصه «تخیل فرهنگی» نیز کشیده شده است. اگر تعرفهها و کنترلهای صادراتی ابزارهای رقابت سختقدرت باشند، برندها ابزارهای قدرت نرماند. پرسش این است که چگونه میتوان در این عرصه با چین رقابت کرد.
برندها در نهایت «داستان» هستند و چین سرانجام در حال یادگیری روایتگری مؤثر است. این یک معجزه یکشبه نیست، بلکه حاصل نیروهای ساختاریای است که طی دههها شکل گرفتهاند.
نخست، ماجرا به همان کارایی مشهور چینی بازمیگردد. مزیت چین دیگر عمدتاً هزینه پایین نیروی کار نیست؛ دستمزدها بهطور قابل توجهی افزایش یافتهاند. برتری امروز چین در عمق زنجیره تأمین و هماهنگی صنعتی نهفته است. هیچ اقتصاد دیگری در مقیاسی مشابه، چگالی تولید، کارایی لجستیک، نیروی مهندسی و کار ماهر عمیق و توزیع گسترده از طریق پلتفرمهای دیجیتال را یکجا ندارد.
آنچه زمانی یک قطب مونتاژ بود، اکنون به یک اکوسیستم نوآوری برای تکرار سریع و تجاریسازی تبدیل شده است. محصولات با سرعتی چشمگیر طراحی، نمونهسازی، عرضه، مقیاسپذیر، اصلاح و دوباره عرضه میشوند. همین پویایی اکنون محرک محصولات فناورانه و برندهای مصرفی است.
اگر زنجیرههای تأمین، اسکلت «Created in China» باشند، تجارت دیجیتال سیستم عصبی آن است. اقتصاد مصرفی چین از طریق پلتفرمهای آنلاین رشد کرد، نه فروشگاههای سنتی. سلطه غولهای تجارت الکترونیک، پرداختهای دیجیتال فراگیر و لجستیک یکپارچه به چین امکان داد از مراحل تکامل خردهفروشی جهش کند. در فرهنگ عمیقاً دیجیتال خردهفروشی چین، برندینگ از مسیر پخش زنده، الگوریتمها، اکوسیستم اینفلوئنسرها و تعامل مستمر عبور میکند.
ادغام داده و تولید، چرخه برند را فشردهتر کرده است. بازخورد مصرفکنندگان در زمان واقعی مستقیماً وارد تصمیمات طراحی و تولید میشود. یک محصول میتواند طی چند هفته عرضه شود، وایرال شود، شکست بخورد، دوباره عرضه شود و در سطح ملی مقیاس بگیرد. شرکتهای چینی این شکل «فوقواکنشی» سرمایهداری را بهخوبی فرا گرفتهاند. این امر توضیح میدهد که چگونه پلتفرمهایی مانندShein وTemu با وجود قیمتگذاری تهاجمی، بهسرعت با تقاضای متغیر سازگار میشوند.
روند«Created in China» همچنین از تحولات نسلی میان کارآفرینان و مصرفکنندگان نیرو میگیرد. نسل جدید بنیانگذاران استارتاپی در چین، دیجیتالمحور، آگاه به جهان و حساس به ظرایف فرهنگیاند. بسیاری در خارج تحصیل کرده یا در شرکتهای چندملیتی کار کردهاند.
در سوی تقاضا، مصرفکنندگان جوان چینی نگاه متفاوتی به برندها دارند. برای نسلهای پیشین، برندهای خارجی نماد کیفیت و منزلت بودند؛ اما این سلسلهمراتب دیگر بدیهی نیست. بسیاری از برندهای داخلی دیجیتالیتر، نوآورانهتر در طراحی و پاسخگوتر به سلیقههای محلیاند. تغییر عمیقتر، اعتمادبهنفس روانی است: جامعهای که زمانی مدرنیته خارجی را مصرف میکرد، اکنون خود را قادر به تولید آن میداند.
در این نقطه، «Created in China» با قدرت نرم تلاقی میکند. تلاشهای رسمی چین برای تقویت قدرت نرم نتایج متفاوتی داشته، اما برندهای مصرفی حاملان صمیمی تصویر ملیاند. وقتی مصرفکنندگان جهانی اپلیکیشنهای چینی را دانلود میکنند، میکرودراماهای چینی تماشا میکنند یا خودروهای برقی چینی میرانند، با خلاقیت معاصر چین تعامل میکنند.
برای شرکتهای جهانی، این چالشی از نوعی دیگر است. تولید را میتوان به داخل بازگرداند؛ زنجیرههای تأمین را میتوان متنوع کرد؛ اما «طنین فرهنگی» را نمیتوان با کنترل صادرات مهار کرد.
با این حال، صعود «Created in China» تضمینشده نیست. برندها نیازمند اعتمادند. بدبینی ژئوپلیتیکی، موانع مقرراتی و نگرانیهای امنیتی میتواند فعالیت شرکتهای چینی در خارج را محدود کند. برخی واکنشها ممکن است شتابزده باشند، اما برخی دیگر بازتاب نگرانیهای مشروع درباره حکمرانی داده، حریم خصوصی، حفاظت از مالکیت فکری و شفافیت مقرراتیاند.
در داخل نیز رقابت شدید شکنندگی میآفریند. جنگهای قیمتی در چین بیامان و گاه مخرباند. بسیاری از برندها سریع اوج میگیرند و به همان سرعت افول میکنند. حفظ اعتبار جهانی مستلزم سرمایهگذاری بلندمدت در کیفیت، تمایز و نوآوری است.
برندها همچنین بر اساس پایداری، شیوههای حاکمیت شرکتی و مسئولیت اجتماعی قضاوت میشوند. شرکتهای چینی که در پی بهرسمیتشناسی جهانیاند، ممکن است با پرسشهای سخت درباره استانداردهای زیستمحیطی و کارگری روبهرو شوند.
با این همه، «شوک بعدی چین» اهمیت دارد، زیرا صرفاً یک روایت اقتصادی نیست. این روند میتواند نشانه مرحلهای تازه در جایگاه جهانی چین باشد؛ مرحلهای که به همان اندازه که با قدرت سخت تعریف میشود، با قدرت نرم نیز شکل میگیرد. این داستان هنوز در حال نوشته شدن است.
منبع: scmp


