به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، هوانگ به حضار گفت که به نوعی، مهندسان در مرکز هر انقلاب صنعتی، از بخار و الکتریسیته گرفته تا فناوری اطلاعات، بودهاند.
او با لحنی پرشور و هشداری ضمنی اعلام کرد که اما این مورد، یعنی هوش مصنوعی، متفاوت خواهد بود: «این انقلاب بسیار عمیق خواهد بود و ما باید از یک سو با اشتیاق و خوشبینی و از سوی دیگر، قطعاً با مسئولیتپذیری در هسته مرکزی آن، با آن مواجه شویم.»
آنچه در آن شب در مراسم موسسه مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) تا حد زیادی ناگفته ماند، اطمینان از این بود که این انقلاب به عنوان یک رقابت پرمخاطره بین ایالات متحده و چین رقم خواهد خورد و افراد حاضر در اتاق احتمالاً در سمت بازنده قرار خواهند گرفت.
هوانگ سال گذشته در حاشیه نشست «آینده هوش مصنوعی» در لندن، با صراحت گفت: «چین در رقابت هوش مصنوعی پیروز خواهد شد.»
با این حال، همه با این نظر موافق نیستند و برخی دیگر متقاعد شدهاند که چین در نزدیکی ایالات متحده باقی خواهد ماند اما به این زودیها از آن پیشی نخواهد گرفت.
خود هوانگ بعداً در رسانههای اجتماعی موضع خود را تعدیل کرد و گفت که چین در هوش مصنوعی «نانوثانیههایی عقبتر» از ایالات متحده است و «حیاتی است که آمریکا با پیشتازی در رقابت و جذب توسعهدهندگان در سراسر جهان، پیروز شود.»
آنچه مشخص است این است که دو کشور در آیندهای قابل پیشبینی در یک رقابت شدید برای برتری جهانی در هوش مصنوعی باقی خواهند ماند و رقابت آنها تقریباً به طور قطع یکی از محورهای مذاکره در دیدار دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با همتای چینی خود، شی جینپینگ، در ۱۴ و ۱۵ می خواهد بود.
رویکردهای متفاوت دو کشور در پیشبرد هوش مصنوعی
رویکرد دو کشور به هوش مصنوعی به لحاظ تاریخی متفاوت بوده است. ایالات متحده بیشتر بازارمحور بوده، توسط شرکتهای سرمایهگذاری جسورانه تهاجمی تامین مالی شده و بر ایجاد مدلهایی با بالاترین عملکرد تمرکز کرده است.
همچنین اخیراً تغییری در این روند ایجاد شده است؛ به طوری که دولت ترامپ در ماه می تغییر سیاستی را اعلام کرد که به دولت اجازه میدهد پیش از انتشار مدلهای هوش مصنوعی غولهای فناوری، به آنها دسترسی داشته باشد.
در مقابل، اکوسیستم چین که به شدت توسط پکن و دولتهای محلی مورد حمایت مالی و تشویقی قرار میگیرد، بر مدلهای متنباز (Open-source) و وزنباز (Open-weight) که در آن پارامترها به صورت عمومی منتشر میشوند و همچنین استقرار صنعتی در مقیاس بزرگ تمرکز کرده است.
در نهایت، پیروزی میتواند به این بستگی داشته باشد که چه کسی نوآورانهترین یا کاربردیترین ابزارها را در اختیار دارد.
در حالی که آمریکا با ChatGPT شرکت OpenAI پیشتازی زودهنگامی داشت، ظهور مدلهایی از شرکتهای چینی مانند دیپسیک در سال ۲۰۲۵ و فشار پکن برای تبدیل شدن به یک رهبر جهانی در این بخش تا سال ۲۰۳۰، شروع به کاهش شکاف بین دو اقتصاد بزرگ جهان کرده است.
گزارش سالانه «شاخص هوش مصنوعی» از سال ۲۰۱۷ توسط بخش هوش مصنوعی انسانمحور (HAI) دانشگاه استنفورد منتشر میشود. این گزارش معتبر اغلب توسط سیاستگذاران، پژوهشگران، مدیران و روزنامهنگاران مورد استناد قرار میگیرد.
از جمله یافتههای کلیدی گزارش ۲۰۲۶ استنفورد این نتیجهگیری بود که شکاف عملکرد مدلهای هوش مصنوعی ایالات متحده و چین «به طور موثری بسته شده است».
استنفورد نوشت: «ایالات متحده همچنان مدلهای هوش مصنوعی سطحبالاتر و پتنتهای تاثیرگذارتری تولید میکند، در حالی که چین در حجم انتشارات، استنادات، خروجی پتنت و نصب رباتهای صنعتی پیشتاز است.»
دانشگاه شینهوا (Tsinghua) چین در زمینه حجم مقالات پژوهشی با بیشترین استناد و پتنتهای مرتبط با هوش مصنوعی، از دانشگاههای لیگ آیوی (Ivy League) آمریکا مانند هاروارد و امآیتی پیشی گرفته است..
مدل جدید دیپسیک ممکن است تقاضا را افزایش دهد
گزارش مرکز نوآوری و استانداردهای هوش مصنوعی (CAISI)، یک نهاد دولتی ایالات متحده، شکاف بین آخرین مدل دیپسیک که در آوریل منتشر شد و مدلهای پیشرو ایالات متحده را حدود هشت ماه برآورد کرد.
پیشتازی ایالات متحده نسبت به چین «برای اندازهگیری بسیار چالشبرانگیز است. Anthropic به هیچکس در چین اجازه استفاده از مدلهای خود را نمیدهد و قوانین چین هم به مدلهای هوش مصنوعی خارجی اجازه نمیدهد که مدلهای بدون سانسور خود را در این کشور منتشر کنند. اتفاقی که میافتد این است که مردم در چین از VPN استفاده میکنند و به واسطهها پول میدهند تا به مدلهای آمریکایی دسترسی پیدا کنند.
این نشانهای مهم است که مدلهای آمریکایی مزیتی دارند که لزوماً در بنچمارکها (معیارهای سنجش) منعکس نمیشود، به ویژه از آنجایی که مدلهای چینی اغلب به طور قابل توجهی ارزانتر از همتایان آمریکایی خود هستند.
استنفورد بنچمارکهای هوش مصنوعی را به عنوان آزمونهای استانداردی توصیف کرد که برای اندازهگیری و مقایسه عملکرد سیستمهای هوش مصنوعی در وظایف خاص استفاده میشوند.
بر اساس گزارش استنفورد، تنها سه سال پیش، پیشتازی آمریکا نسبت به چین قابل توجه بود.
از زمانی که دیپسیک چین وارد صحنه شده است، رتبهبندیهای برترین عملکرد نشان دادهاند که رقابت تنگاتنگی وجود دارد؛ به طوری که مدل پیشرو ایالات متحده یعنی Claude Opus 4.6 متعلق به شرکت Anthropic، تا مارس ۲۰۲۶، تنها ۲.۷ درصد بالاتر از برترین مدل چین یعنی Dola Seed 2.0 Preview متعلق به بایتدنس قرار داشت.
در زمینه عملکرد مدل، استنفورد دریافت که «در طول سال گذشته، این شکاف بین برابری نزدیک و اعداد تکرقمی پایین در نوسان بوده است.»
این شکاف برای مدتی کوتاه باقی مانده و «واقعاً قابل توجه» است، به ویژه با توجه به شکاف بزرگ توان محاسباتی (Compute) بین آزمایشگاههای ایالات متحده و چین. توان محاسباتی، قدرت پردازشی است که برای آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی استفاده میشود.
پیشتازی ایالات متحده در توانمندیهای مدل نسبت به چین از سالها به ماهها کاهش یافته است، اما اینکه آیا چین میتواند شکاف را به طور کامل ببندد یا خیر، نامشخص باقی مانده است.
چین خانه برترین ارائهدهندگان مدلهای وزنباز در جهان است. توسعهدهندگان در مکانهایی از شنژن تا سانفرانسیسکو در حال ساخت محصولات جدید بر پایه مدلهای چینی مانند Qwen متعلق به علیبابا هستند.
اما مدلهای ایالات متحده همچنان توانمندترین مدلهای جهان باقی ماندهاند و به نظر میرسد انتخاب اکثر کاربران در سطح بینالمللی باشند.
اما مدل قدرتمند و جدید هوش مصنوعی Anthropic، یعنی Claude Mythos Preview، میتواند دوباره این شکاف را افزایش دهد که نشاندهنده ماهیت پویای این رقابت است.
مدل Mythos در حال دامن زدن به ترسهای امنیت سایبری جهانی است و چین به آن دسترسی ندارد. Mythos که در اوایل آوریل معرفی شد، در شاخص هوش مصنوعی استنفورد گنجانده نشده بود.
میتوان استدلال کرد که Mythos در حال گسترش شکاف هوش مصنوعی آمریکا و چین است، حداقل از نظر توانمندیها.
این مدل به دلیل تواناییاش در شناسایی و بهرهبرداری خودکار از آسیبپذیریهای امنیت سایبری مورد توجه قرار گرفته است که به نظر میرسد از توانمندیهای قبلی هوش مصنوعی فراتر رفته است. Mythos به صورت عمومی در دسترس قرار نگرفته است.
با این حال، آزمون استاندارد مورد استفاده برای مقایسه سیستمهای هوش مصنوعی تنها شاخص نیست. این یکی از چندین معیاری است که میتوان برای سنجش آن شکاف استفاده کرد، اما تمام تصویر را نشان نمیدهد.
گزارش استنفورد نشان داد که در حالی که ایالات متحده سرمایهگذاری بیشتری در هوش مصنوعی انجام میدهد، توانایی آن در جذب استعدادها از خارج از کشور در حال کاهش است.
این امر در بحبوحه سیاستهای سختگیرانهتر مهاجرتی در دوران ترامپ رخ میدهد که به کاهش سرعت ورود خارجیهای بسیار ماهر به آمریکا کمک کرده است.
در حالی که مشخص شد ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ با ۱,۹۵۳ شرکت هوش مصنوعی تازه تاسیس که بودجه دریافت کردهاند (بیش از ۱۰ برابر کشور بعدی)، پیشتاز بلامنازع در فعالیتهای کارآفرینی است، بر اساس گزارش استنفورد، تعداد پژوهشگران و توسعهدهندگان هوش مصنوعی که به ایالات متحده مهاجرت میکنند از سال ۲۰۱۷ تاکنون ۸۹ درصد کاهش یافته است که تنها ۸۰ درصد از این کاهش در سال گذشته رخ داده است.
هزینهکرد یکی دیگر از بنچمارکها است، اگرچه آمارها در اینجا کمی مبهم است. بر اساس گزارش استنفورد، سرمایهگذاری خصوصی هوش مصنوعی ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ به ۲۸۵.۹ میلیارد دلار رسید که بیش از ۲۳ برابر سرمایهگذاری ۱۲.۴ میلیارد دلاری در چین است. استنفورد نوشت که «نگاه کردن تنها به ارقام سرمایهگذاری خصوصی احتمالاً کل هزینهکرد هوش مصنوعی چین را با توجه به صندوقهای هدایت دولتی آن، کمتر از حد واقعی نشان میدهد.»
آینده هوش مصنوعی در آمریکا و چین با محدودیتهای داخلی روبروست
هم ایالات متحده و هم چین با محدودیتهای داخلی روبرو هستند: هر دو کشور باید مردم خود را متقاعد کنند که ساخت هوش مصنوعی بهتر، در درازمدت زندگی مردم عادی را بهبود میبخشد.
نظرسنجی ماه نوامبر توسط Edelman شکافی را در اعتماد نشان داد. در چین، ۸۷ درصد گفتند که به هوش مصنوعی اعتماد دارند، در حالی که این رقم در ایالات متحده ۳۲ درصد بود. در همین حال، ۵۴ درصد در چین گفتند که از استفاده بیشتر از هوش مصنوعی استقبال میکنند، در مقایسه با ۱۷ درصد در ایالات متحده.
با وجود این، برتری هوش مصنوعی چین به هیچ وجه تضمین شده نیست. چین یکی از تنها دو کشوری است که میتواند به طور معتبری ادعا کند که در مرزهای توسعه هوش مصنوعی در حال رقابت است، اما اینکه این موضوع چگونه به نفوذ در دنیای واقعی تبدیل میشود، میتواند به آنچه در داخل کشور رخ میدهد بستگی داشته باشد.
شرکتهای چینی باید راهی برای سودآور ماندن پیدا کنند، ریسکهای نوظهور احتمالی ناشی از سوءاستفاده از مدلهای وزنباز را مدیریت کنند و توان محاسباتی را در میان کنترلهای صادراتی تامین کنند.
بدون این موارد، چین یک بازیگر مهم در سطح جهانی باقی خواهد ماند، اما محدودیتهایی در آنچه میتواند ارائه دهد وجود خواهد داشت.
طرف چینی مشتاق یافتن زمینههای همکاری در هوش مصنوعی با ایالات متحده است، اما اینکه این دقیقاً به چه معناست، کمتر مشخص است.
مدل Mythos توجه واشنگتن را به ریسکهای احتمالی هوش مصنوعی در زمینه امنیت سایبری جلب کرده است. مشکل این است که اعتماد بسیار پایین و رقابت بسیار بالایی بین ایالات متحده و چین در زمینه هوش مصنوعی وجود دارد.
منبع: scmp



