به گزارش چاینا دیلی، دو دهه بعد، این تحول شگفتانگیز است. تا سال ۲۰۲۵، تولید برق تجدیدپذیر در چین به حدود ۴ تریلیون کیلووات ساعت رسید؛ رقمی که از مجموع مصرف برق ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا فراتر رفت. اکنون بیش از ۶۰ درصد ظرفیت نصبشده تولید برق چین از منابع تجدیدپذیر تأمین میشود.
این جهش خیرهکننده از یک بازیگر حاشیهای به رهبر جهانی انرژیهای تجدیدپذیر، حاصل تصادف بازار نبود، بلکه نتیجه قانونگذاری آیندهنگرانه بود. به گفته کارشناسان انرژی، قانون سال ۲۰۰۶ زیرساخت مقرراتی حیاتی لازم را برای تبدیل یک بحران انرژی به فرصت اقتصادی فراهم کرد.
این قانون در شرایط کمبود شدید برق داخلی و تشدید مذاکرات بینالمللی اقلیمی تصویب شد.
توسعه شتابان اقتصادی پس از سیاست اصلاحات و درهای باز چین در سال ۱۹۷۸، بحران تأمین برق را تشدید کرد و خاموشیهای چرخشی را به پدیدهای رایج تبدیل ساخت. در سطح بینالمللی نیز، کنوانسیون چارچوب سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی که در سال ۱۹۹۲ امضا شد، اصل «مسئولیتهای مشترک اما متفاوت» را تثبیت کرد.
اگرچه در آن زمان کشورهای توسعهیافته مسئول ۶۰ درصد انتشار گازهای گلخانهای جهان بودند و انتشار چین همچنان بسیار پایینتر از اقتصادهای توسعهیافته بود، اما مصرف کل انرژی این کشور با توجه به جمعیت عظیم آن دیگر قابل چشمپوشی نبود.
تصویب قانون انرژیهای تجدیدپذیر پاسخی تعیینکننده به این شرایط بود. این قانون انرژیهای تجدیدپذیر را بهعنوان یک حوزه اولویتدار تعریف کرد، امتیازات سیاستی در اختیار آن قرار داد و تضمینهای حقوقی لازم برای آغاز صنعت را فراهم ساخت.
در سال ۲۰۰۳، کنگره خلق ملی، عالیترین نهاد قانونگذاری چین، تدوین قانون انرژیهای تجدیدپذیر را در دستور کار اولویتدار خود قرار داد.
وانگ جونگیینگ، از چهرههای کلیدی تدوین این قانون، سال ۲۰۰۴ را نقطه عطفی دانست که روند تصویب را تسریع کرد. در همان سال، چین در کنفرانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر در شهر بن آلمان اعلام کرد این قانون را به تصویب خواهد رساند.
وانگ بر نقش مهم همکاریهای بینالمللی در شکلگیری این قانون تأکید کرد.
از طریق پروژههای تحقیقاتی انرژیهای تجدیدپذیر با بانک جهانی و برنامه توسعه ملل متحد و همچنین سفرهای مطالعاتی گروهی که نهادهای مختلف به آلمان و دانمارک سازماندهی کردند، درک خود را از انرژیهای تجدیدپذیر عمیقتر کرده و روند تدوین قانون تسریع شد.
تلاشهای وانگ و تیمش باعث شد این قانون، با سازوکارهایی چون قیمتگذاری طبقهبندیشده، خرید تضمینی و صندوقهای ویژه، در فوریه ۲۰۰۵ تصویب شود.
اگرچه قانون در ابتدا چارچوب و جهتگیری سیاستی را فراهم کرد، اما این مجموعه مقررات اجرایی بعدی بود که واقعاً بازار را به حرکت درآورد.
سازوکار تعرفه خرید تضمینی چین، با سطوح قیمتی طبقهبندیشده برای فناوریها و مناطق مختلف منابع اپراتورهای شبکه را ملزم میکند برق تجدیدپذیر را با قیمتهای تعیینشده از سوی دولت خریداری کنند؛ نرخی تضمینشده بالاتر از بازار که از طریق دریافت عوارضی اندک بر قبوض برق تأمین مالی میشود.
پس از شش نوبت تعدیل یارانههای برق بادی و هشت نوبت تعدیل برای انرژی خورشیدی، پروژههای جدید بادی خشکی و خورشیدی در چین از سال ۲۰۲۱ به برابری شبکه (grid parity) رسیدهاند؛ به این معنا که تعرفه فروش برق آنها برابر با نیروگاههای زغالسنگی محلی تعیین شده است.
در دهه نخست پس از اجرای قانون، ظرفیت برق بادی چین ۱۲۰ برابر شد و از ۱.۲۶ میلیون کیلووات به ۱۵۰ میلیون کیلووات رسید؛ در حالی که قیمت ماژولهای خورشیدی به یکدهم قیمت اولیه کاهش یافت.
با این حال، با گسترش صنعت، چالشهایی نیز پدیدار شد. تا نیمه نخست سال ۲۰۱۶، حجم برق بادی و خورشیدی هدررفته (curtailed) از کل سال ۲۰۱۵ فراتر رفت. برای حل این مشکل، مقامات در سال ۲۰۱۹ سازوکار خرید تضمینی کامل را با استانداردهای سبد انرژی تجدیدپذیر جایگزین کردند و اهداف الزامآور مصرف انرژی تجدیدپذیر را برای هر استان تعیین کردند.
در سال ۲۰۱۷، گواهی برق سبز راهاندازی شد تا سازوکاری استاندارد برای ردیابی و تأیید استفاده شرکتها از برق پاک فراهم شود.
مشوقهای بیشتر برای ذخیرهسازی انرژی، پاسخگویی سمت تقاضا و قیمتگذاری انعطافپذیر برق میتواند به انطباق نظام انرژی با مرحله بعدی گذار انرژی کمک کند؛ بهویژه در شرایطی که چین به سمت سهم بسیار بالای انرژیهای تجدیدپذیر حرکت میکند.
همچنین روشن شدن نقش زغالسنگ در نظام جدید اهمیت دارد؛ بهگونهای که از منبع برق پایه به منبع تأمین برق اوج بار تبدیل شود.
فراتر از اثرات داخلی، گسترش سریع انرژی پاک در چین که با این قانونگذاری شتاب گرفت، اهمیت جهانی نیز داشته است. چین با کاهش هزینه قطعات و تبدیل اقدام اقلیمی به فرصت اقتصادی، گذار جهانی انرژی را سریعتر، کارآمدتر و بسیار در دسترستر برای کشورهای در حال توسعه کرده است.
سهم نفت و گاز در نیازهای اولیه انرژی چین اکنون تنها نصف سهم آن در ایالات متحده یا اتحادیه اروپا است؛ به این معنا که چین نسبت به بسیاری از اقتصادهای بزرگ دیگر، در برابر شوکهای جهانی قیمت انرژی مقاومتر شده است.کاهش وابستگی به بازارهای پرنوسان سوختهای فسیلی، درس عملی مهمی برای سایر کشورها به همراه دارد.
پیشرفت چشمگیر چین در بخشهای انرژی تجدیدپذیر یکی از بزرگترین کمکها به اقدام جهانی اقلیمی است، زیرا راهکارهای مورد نیاز کل جهان را فراهم میکند.
چین کمک کرده اقدام اقلیمی از یک بار هزینهزا به یک فرصت اقتصادی تبدیل شود.بدون دستاوردهای چین در حوزه انرژی پاک، گذار جهانی انرژی پرهزینهتر، کمکارآمدتر و بسیار زمانبرتر بود.
منبع: chinadaily


