به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، در نتیجه این رویکرد، آمریکا حتی در شرایطی که روابط سیاسی گستردهتر با برخی کشورها دچار تنش بوده، در پروژههای مرتبط با منابع معدنی با آنها همکاری کرده است اما سلطه پکن بر این منابع بهقدری قدرتمند به نظر میرسد که در کوتاهمدت شکستن آن دشوار است.
یکی از نمونههای این رویکرد، پروژه عناصر خاکی کمیاب فالابوروا در آفریقای جنوبی است که اخیراً ۵۰ میلیون دلار سرمایهگذاری سهامی از سوی بانک توسعه دولت فدرال آمریکا، دریافت کرده است.
این توافق که در سال ۲۰۲۳ و در دوران دولت بایدن پیشنهاد شد، با وجود اتهامات ترامپ علیه آفریقای جنوبی مبنی بر آزار اقلیت سفیدپوست این کشور، پیش رفته است؛ اتهاماتی که از سوی رئیسجمهور افریاقی جنوبی رد شدهاند.
پروژه فالابوروا برای استخراج عناصر خاکی کمیاب از پسماندهای معدنی طراحی شده و انتظار میرود برخی مواد معدنی بسیار پرتقاضا را تولید کند. این مواد معدنی شامل اکسیدهای تفکیکشده نئودیمیوم و پرازئودیمیوم، و همچنین ساماریوم، یوروپیوم، گادولینیوم و ایتریم هستند؛ موادی که از آوریل سال گذشته مشمول کنترلهای صادراتی چین شدهاند.
این پروژه توجه چین را نیز به خود جلب کرده است.
به نظر میرسد واشنگتن در حوزه مواد معدنی حیاتی رویکردی بسیار عملگرایانه در سیاست خارجی اتخاذ کرده است. گسترش دسترسی به مواد معدنی حیاتی و بازآرایی نظام زنجیره تأمین جهانی، از سوی تصمیمگیران آمریکایی بهعنوان عالیترین منافع امنیت ملی تلقی شدهاند؛ منافعی که فراتر از اختلافات سنتی دیپلماتیک دوجانبه قرار میگیرند.
ورود مستقیم سرمایه دولتی آمریکا میتواند اثری زنجیرهای و گسترده بر بازارهای مالی بینالمللی ایجاد کند. این اقدام نهتنها حجم زیادی از سرمایه خصوصی را به خروج از نظام تحت رهبری چین ترغیب میکند، بلکه روند جداسازی زنجیره تأمین جهانی مواد معدنی حیاتی را تسریع خواهد کرد و به شکلگیری بلوکی موازی در زنجیره تأمین مواد معدنی منجر میشود که کاملاً مستقل از چین است.
بانک توسعه دولت فدرال آمریکا با سرمایهگذاری در پروژههای مواد معدنی حیاتی برای افزایش خرید تضمینی و کاهش وابستگی به رقبای راهبردی، در حال تقویت امنیت اقتصادی و ملی و پیشبرد منافع آمریکا در سراسر جهان است.
پروژه فالابوروا منافع راهبردی جدیدترین تلاش آمریکا برای کاهش سلطه چین بر بخش عناصر خاکی کمیاب را برجسته میکند.
در حالی که دولت ترامپ آژانس توسعه بینالمللی آمریکا (USAID) را برچیده و بهطور کلی کمکهای خارجی آمریکا را کاهش داده ، این کاهشها شامل حوزههای راهبردی حمایت مانند تأمین مالی نظامی و کمکهای امنیتی به اسرائیل، و همچنین بودجه همکاری امنیتی و سرمایهگذاریهای دفاعی در فیلیپین نشده است.
آنچه پروژه فالابوروا نشان داده این نیست که مواد معدنی حیاتی از امتیازی منحصربهفرد برخوردارند، بلکه اکنون رسماً بهعنوان منفعتی راهبردی در همان سطح دسترسی دفاعی و امنیت انرژی طبقهبندی شدهاند.
سه ماه پس از آنکه پکن در واکنش به تعرفههای سنگین ترامپ بر کالاهای چینی، محدودیت صادرات عناصر خاکی کمیاب را آغاز کرد، وزارت دفاع آمریکا توافقی برای خرید ۴۰۰ میلیون دلار سهام شرکتMP Materials، شرکت معدنی عناصر خاکی کمیاب مستقر در لاسوگاس، اعلام کرد.
این توافق شامل تعیین کف قیمتی برای اکسید نئودیمیوم-پرازئودیمیوم (NdPr) بود؛ مادهای که بهطور گسترده سنگبنای کارآمدترین موتورها، محرکها و ژنراتورهای جهان تلقی میشود.
ترامپ همچنین در فوریه از پروژه Vault رونمایی کرد؛ طرحی برای ذخیرهسازی راهبردی که تمام ۶۰ ماده معدنی حیاتی فهرستشده توسط سازمان زمینشناسی آمریکا را پوشش میدهد و با وام ۱۰ میلیارد دلاری بانک EXIM و ۲ میلیارد دلار سرمایه خصوصی پشتیبانی میشود.
در همین حال، آژانس تجارت و توسعه آمریکا ۱.۸ میلیون دلار برای مطالعه امکانسنجی پروژه عناصر خاکی کمیاب در موزامبیک اختصاص داده است.
دولت ترامپ با استفاده از ابزارهای صنعتی مانند سقف قیمتی یا یارانه، تلاش کرده رقابتپذیری شرکتهای آمریکایی را افزایش دهد. با این حال، پروژه فالابوروا که بر استخراج متمرکز است، بهسختی میتواند مشکل ساختاری آمریکا را تغییر دهد. این مسئله بهویژه در بخشهای میاندستی صادق است؛ جایی که چین بیش از ۹۰ درصد ظرفیت جهانی جداسازی و پالایش را در اختیار و بر تولید آهنرباها سلطه دارد.
گلوگاه واقعی آمریکا در بخش میاندستی است؛ یعنی فرآوری و پالایش، جایی که آمریکا نهتنها در فناوری، بلکه در توان نیروی کار و قیمت نیز فاقد رقابتپذیری است.
پرسش کلیدی این است که آیا آمریکا یا متحدانش میتوانند ظرفیتهای میاندستی خود را تا حدی توسعه دهند که توان جذب تولید بخش بالادستی را داشته باشد یا خیر.
فناوری جداسازی، دانش شیمی، مهندسی و نیروی کار آموزشدیده، پس از ۳۰ سال سیاست صنعتی مبتنی بر حمایت دولتی، در چین متمرکز شدهاند. تنها راه رفع این تمرکز، ساخت کل زنجیره تأمین از ابتدا تا انتها است.
آمریکا در حال افزایش سرمایهگذاریهای خود است، اما ایجاد ظرفیتهای قابلتوجه در بخش میاندستی زمانبر خواهد بود.
عملگرایی دولت ترامپ واقعی است و مدل سهامگیری و خرید تضمینی ابزار درستی محسوب میشود. اما آزمون واقعی این است که آیا این رویکرد با سرمایهگذاری گسترده در بخش میاندستی همراه میشود یا نه. بدون آن، پروژههایی مانند فالابوروا این خطر را دارند که همان زنجیره تأمینی را تغذیه کنند که قرار بود جایگزین آن شوند.
منبع: scmp


