به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، اگر قرار باشد از یک «شوک چین» واقعی صحبت کنیم، این دقیقاً یکی از آنهاست؛ اما کمتر کسی اینگونه از آن یاد میکند. منتقدان معمولاً به این آمار اشاره میکنند که چین بهاندازه مجموع بقیه جهان زغالسنگ میسوزاند. این درست است، اما چین این زغالسنگ را عمدتاً برای تولید انرژی به کار میگیرد تا کالاهایی را بسازد که بقیه جهان آنها را با قیمت ارزان خریداری میکند.
در هر صورت، چین آنچنان به کاهش وابستگی خود به زغالسنگ متعهد است که در این مسیر، در حال خلق فناوریها و صنایع پیشروی جهانی در حوزه انرژی پاک است. این گذار تاریخی در حوزه انرژی، بسیاری از کشورهای دیگر بهویژه در جهان در حال توسعه را نیز به فاصله گرفتن از زغالسنگ، گاز و سوختهای فسیلی سوق میدهد.
این جمعبندی در گزارشی تازه از اندیشکده بریتانیایی «اِمبر» (Ember)، فعال در حوزه انرژی پاک، ارائه شده است. این نهاد پژوهشی غیرانتفاعی نتیجهگیری میکند که گذار انرژی چین «بهطور بنیادین در حال بازآفرینی اقتصاد انرژی در سراسر جهان» است؛ زیرا انرژی پاک و زیرساختهای آن را برای اقتصادهای در حال توسعه مقرونبهصرفه میکند، نه فقط در داخل چین.
چین با شتاب بخشیدن به سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق و ذخیرهسازی انرژی و نیز برقیسازی حملونقل، ساختمانها و صنعت، در حال حرکت بهسوی اوج مصرف سوختهای فسیلی مرتبط با انرژی است.
به چند آمار اشارهشده در گزارش امبر توجه کنید. چین بزرگترین سرمایهگذار جهان در انرژی پاک است و در سال ۲۰۲۴ مبلغ ۶۲۵ میلیارد دلار در این حوزه هزینه کرده؛ رقمی که تقریباً یکسوم از کل سرمایهگذاری جهانی به ارزش ۲.۰۳ تریلیون دلار را تشکیل میدهد. حجم ظرفیت نصبشده ذخیرهسازی باتری طی سه سال منتهی به ۲۰۲۴ سه برابر شده است. سرمایهگذاری در شبکه برق نیز در سال ۲۰۲۴ به رکورد تاریخی ۶۰۸ میلیارد یوان (معادل ۸۶.۳ میلیارد دلار) رسید که نسبت به ۴۸۶ میلیارد یوان در سال ۲۰۱۹، رشدی ۲۵ درصدی را نشان میدهد.
در سال گذشته، سرمایهگذاری و تولید در بخش انرژی پاک ۱۳.۶ تریلیون یوان به اقتصاد ملی چین افزود؛ رقمی معادل حدود یکدهم تولید ناخالص داخلی این کشور، یا تقریباً برابر با کل تولید ناخالص داخلی استرالیا. این بخش با سرعتی سه برابر کل اقتصاد چین در حال رشد است.
چین چگونه به این دستاورد رسیده است؟ این نمونهای از سیاست صنعتیِ هدایتشده توسط دولت در بهترین شکل آن است. با تداوم شتابی که طی یک دهه شکل گرفته، پانزدهمین برنامه پنجساله چین ــ که تا سال ۲۰۳۰ ادامه دارد ــ در چارچوب اهداف توافق پاریس، جایگزینی سوختهای فسیلی با انرژیهای تجدیدپذیر را دنبال میکند؛ همراستا با مأموریتهای «دوگانه کربنی» این کشور برای رسیدن به اوج انتشار تا ۲۰۳۰ و بیطرفی کربنی تا ۲۰۶۰.
به گفته امبر، این سرمایهگذاریها در آینده انرژی پاک، کاهشهای چشمگیری در هزینه فناوریهای کلیدی مانند توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی، باتریهای ذخیرهسازی و خودروهای برقی در سراسر جهان ایجاد کرده است.
در نتیجه، چین همچنین هزینهها را کاهش داده و پذیرش فناوریهای مبتنی بر انرژی پاک را در سایر کشورها سرعت بخشیده است. در گزارش امبر آمده است: «مزایا بهطور فزایندهای در بازارهای نوظهور احساس میشود؛ بازارهایی که بسیاری از آنها از کشورهای عضو OECD از نظر سهم تولید برق بادی و خورشیدی و نیز برقیسازی پیشی گرفتهاند.»
قیمت این فناوریها نسبت به سال ۲۰۱۰ بین ۶۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافته است. طبق گزارش، تا سال ۲۰۲۴ بیش از ۹۰ درصد پروژههای بادی و خورشیدی که در سراسر جهان به بهرهبرداری رسیدهاند، انرژی را ارزانتر از ارزانترین منابع سوخت فسیلی تولید کردهاند. ارزانتر شدن انرژیهای تجدیدپذیر برای همه، به هموار شدن مسیر برای اوجگیری و سپس کاهش مصرف جهانی سوختهای فسیلی کمک میکند.
در همین حال، ایالات متحده مسیر معکوس را در پیش گرفته است. دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای پایان دادن به حمایت فدرال از انرژیهای تجدیدپذیر در صنعت و پژوهش اقدام کرده و در مذاکرات تجاری، با تهدید به اعمال تعرفههای سنگین، سایر کشورها را برای خرید سوختهای فسیلی آمریکایی تحت فشار قرار میدهد. این دولت همچنین صنعت نفت و گاز داخلی را ترویج میکند، از جمله با تشویق حفاری در قطب شمال.
بر اساس گزارش امبر، شرکتهای چینی اکنون حدود ۸۰ درصد پنلهای خورشیدی و ۶۰ درصد توربینهای بادی جهان را تأمین میکنند. شرکتهای آمریکایی نهتنها برای رقابت با مشکل مواجهاند، بلکه دولت خودشان نیز آنها را عملاً از تعهد جدی به انرژیهای تجدیدپذیر بازمیدارد.
شاید انرژیهای تجدیدپذیر دموکراسی آمریکایی و سرمایهداری بازار آزاد را ترویج نکنند؛ اما به اقتصادهای در حال توسعه کمک میکنند ثروت بیشتری بسازند و سلامت شهروندان خود را بهبود دهند؛ نوعی متفاوت، اما اساسی، از آزادی.
تناقضآمیز است که دولت آمریکا در اختیار حزبی است که تغییرات اقلیمی را انکار میکند یا دستکم کماهمیت جلوه میدهد و جهان را وادار به خرید نفت و گاز خود میکند؛ در حالی که چینِ اقتدارگرا در حال کمک به جهان برای پذیرش انرژیهای تجدیدپذیر است.
منبع: scmp


