به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، این خانم با درآمدی حدود ۶ هزار یوآن (۸۴۵ دلار) در ماه، که بسیار کمتر از میانگین حقوق کارکنان بخش دولتی در همین منطقه یعنی ۱۳,۵۰۰ یوآن است، احساس میکند در گروه افراد کمدرآمد گرفتار شده و با توجه به رکود بازار کار چین، آینده مطمئنی را هم پیشروی خود نمیبیند.
وضعیت او تنها مشتی از خروار است که نشان میدهد سیاستگذاران چین برای تحقق برنامه بلندپروازانه دو برابر کردن جمعیت طبقه متوسط این کشور طی یک دهه آینده، با چه چالش بزرگی مواجه خواهند بود.
طبق جدیدترین برآورد دولت، بیش از ۴۰۰ میلیون نفر از جمعیت ۱٫۴ میلیارد نفری چین در حال حاضر درآمد متوسطی دارند. اما وزیر بازرگانی در ماه اکتبر در یک کنفرانس مطبوعاتی پیشبینی کرد که این رقم ظرف ۱۰ سال آینده به ۸۰۰ میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
کمیته مرکزی حزب کمونیست هم در پیشنهادهای خود برای برنامه پنج ساله بعدی که در همان ماه اکتبر منتشر کرد، متعهد شده است که به شکل پیوسته و مداوم گروه دارای درآمد متوسط را گسترش دهد تا نمودار توزیع درآمد «به شکل زیتون» (یا همان نمودار زنگولهای) درآید.
این هدفگذاری نشاندهنده تغییر رویکرد پکن است، چون بر اساس پیشنهادات ارائه شده، دولت باید با افزایش بودجه سرمایه انسانی و تورهای ایمنی اجتماعی – از بهداشت و درمان و آموزش گرفته تا مراقبت از کودکان و سالمندان – «بیش از پیش بر روی مردم سرمایهگذاری کند».
در کتابچه راهنمایی که انتشارات شوئشی (Xuexi Publishing House) – وابسته به حزب کمونیست چین – درباره پیشنهادات کمیته مرکزی حزب منتشر کرده، آمده است که هماکنون بازده مدل سنتی رشد چین (مبتنی بر سرمایهگذاری بر روی داراییهای فیزیکی) وارد سیر نزولی شده و پکن اگر میخواهد توان رقابت خود را حفظ نموده و در مسابقه جهانی فناوری پیروز شود، باید به فکر سرمایهگذاری بیشتر بر روی منابع انسانی باشد.
همچنین در این کتابچه آمده که چین سالها در زمینه معیشت مردم و توسعه جامع و همهجانبه سرمایهگذاری کافی نداشته، و افزایش بودجه آموزش، مراقبتهای بهداشتی و مراقبت از سالمندان برای حفظ و بهبود وضع معیشت، دستیابی به شرایط زندگی با کیفیت، و ارتقای سطح رفاه تمام مردم ضروری است.
یک استاد اقتصاد کاربردی دانشگاه رنمین پکن در همین مورد میگوید که تلاشها برای افزایش سرمایهگذاری بر روی منابع انسانی و گسترش طبقه متوسط باید در کنار هم پیش بروند و یکدیگر را تقویت و هدایت کنند.
وی میافزاید که رشد مداوم گروه دارای درآمد متوسط در هر جامعه به معنای آن است که سرمایهگذاری بر روی منابع انسانی در حال نتیجه دادن است. مهارتها و درآمد کارگران به موازات هم افزایش مییابد و چرخه مطلوب رشد اقتصادی و بهبود معیشت را به وجود میآورد.
پنج سال پیش، زمانی که طرح پنج ساله قبلی چین منتشر شد، کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی (NDRC) در وبگاه خود گروه دارای درآمد متوسط را شامل خانوارهای سه نفره با درآمد سالانه ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار یوآن تعریف کرد که شغل پایدار، زندگی راحت، قدرت خرید مناسب و تقاضای بالایی برای خرید مسکن، خودرو، اقلام فرهنگی، ورزش، سفر، مراقبتهای بهداشتی و آموزش داشته باشند.
طبق آمار NDRC، در آن زمان حدود ۱۴۰ میلیون خانوار (یعنی بیش از ۴۰۰ میلیون نفر) در این دسته قرار میگرفتند. دولت مرکزی آمار جدیدی منتشر نکرده، ولی سال گذشته روزنامه دولتی اکونومیک دیلی نوشت که جمعیت با درآمد متوسط از ۵۰۰ میلیون فراتر رفته است.
پکن نابرابری بیش از حد (به ویژه عدم توازن درآمدی چشمگیر بین شهر و روستا) را مانعی کلیدی در برابر افزایش مصرف داخلی میداند که هماکنون با توجه به کاهش رونق بخش املاک چین و تشدید موانع تجارت جهانی، یک موتور رشد حیاتی برای اقتصاد این کشور به شمار میرود.
به عنوان مثال، بین گروههای اجتماعی مختلف چین از نظر مزایای بازنشستگی تفاوت زیادی وجود دارد. کارشناسان در ماه اکتبر اعلام کردند میزان دریافتی سالمندان مناطق روستایی، که ۵۵ درصد از کل بازنشستگان این کشور را هم تشکیل میدهند، به طور میانگین فقط ۲۴۴ یوآن در ماه (معادل حدود ۱/۱ دلار در روز) است.
تلاش دولت برای سوق دادن اقتصاد از مدل رشد مبتنی بر سرمایهگذاری به مدل رشد مبتنی بر مصرف، میتواند باعث شود که در سالهای آینده خانوارها شاهد تغییرات ملموسی مانند کاهش هزینههای آموزش و مراقبت از کودکان و سالمندان باشند.
مردم چین نسبت به کشورهای دیگر بخش بسیار زیادی از درآمدشان را پسانداز میکنند که در بانکها بلااستفاده میماند؛ و یکی از دلایل اصلی این مساله، نگه داشتن پول برای روز مبادا است.
اما در سالهای آینده و با ایجاد یک نظام حمایتی قابل اطمینان، بهتدریج اعتماد عمومی جلب خواهد شد و مردم پول خود را بیشتر خرج میکنند.
منبع: scmp


