به گزارش بلومبرگ، چین مدتهاست که به دنبال کاهش ریسک ناشی از جایگاه خود بهعنوان بزرگترین مصرفکننده و واردکننده انرژی در جهان بوده است. اما فوریت و وسعت این هدف در سالها و ماههای اخیر بهطرز چشمگیری افزایش یافته است.
از سال ۲۰۱۹، زمانی که آخرین برنامه گسترش تولید به طور جدی آغاز شد، شرکتهای بزرگ نفتی چین ۴۶۸ میلیارد دلار صرف حفاری و اکتشاف کردهاند، رقمی که تقریباً یکچهارم بیشتر از شش سال قبل از آن است و کافی است تا پتروچاینا (PetroChina Co.) را به بزرگترین سرمایهگذار جهان در آن دوره تبدیل کند، حتی فراتر از غولهایی مانند سعودی آرامکو. تولید هماکنون در حال بازگشت است و با توجه به احتمال دوچندان شدن تمرکز پکن بر خوداتکایی، هیچ نشانهای از کاهش سرعت سرمایهگذاری در سالهای آینده دیده نمیشود.
تمام این وضعیت به یک مشکل بزرگ و نانوشته برای بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان تبدیل شده است. از شرکت اکسون موبیل تا بیپی، شرکتهای گستردهای به این عادت کردهاند که چین موتور رشد تقاضای سوختهای فسیلی در جهان باشد. در واقع، در بخش عمدهای از دهه گذشته، این کشور بیش از ۶۰ درصد از رشد تقاضای جهانی نفت را به خود اختصاص میداد.
شرکت شل (Shell Plc)، یکی از بزرگترین تامینکنندگان گاز طبیعی مایع (LNG) جهان را در نظر بگیرید. این شرکت میلیاردها دلار در تامین LNG جدید سرمایهگذاری کرده است، با این انتظار که تقاضای جهانی تا سال ۲۰۴۰ حدود ۶۰ درصد افزایش یابد، که عمدتاً به چین وابسته است. مدیرعامل آن، وائل ساوان، در یک کنفرانس در ماه ژوئن گفت که گاز میتواند ۲۰ درصد از سبد انرژی چین را تشکیل دهد، در حالی که امروز این رقم تنها در یکرقمیها است.
اما گذشته ممکن است دیگر راه خوبی برای پیشبینی آینده نباشد. تولید داخلی در حالی افزایش مییابد که رشد تقاضا کند شده است، با اقتصادی که در حال تپیدن است و خودروهای پاکتر که کمکم بر جادهها تسلط مییابند. امسال نیز شاهد رقابت با سوختهای دیگر بودهایم و تحلیلگران سانفورد سی. برنشتاین انتظار دارند تولید داخلی گاز تا پایان این دهه از رشد تقاضا پیشی بگیرد؛ زمانی که چین ممکن است گاز بیشتری از روسیه از طریق خط لوله دریافت کند و در نتیجه اشتیاق برای LNG وارداتی کاهش یابد.
با این حال، از ژانویه تا اکتبر، شرکتهای جهانی تقریباً ۱۰۰ میلیارد متر مکعب ظرفیت صادرات LNG جدید را تصویب کردهاند، که در حال حاضر دومین میزان بالای تاریخی برای هر سال محسوب میشود. تنها در ایالات متحده، در این دهه میتوان ۱۰۰ میلیارد دلار در زیرساختهای جدید صادرات LNG سرمایهگذاری کرد.
ترامپ گفته است که چین انرژی بیشتری از آمریکا خواهد خرید و حتی ممکن است در آلاسکا سرمایهگذاری کند، بخشی از یک آتشبس گستردهتر تجاری. اما همانند دیگر حوزههای کلیدی، مانند کشاورزی، این اتفاق به دلیل نبود گزینههای جایگزین نخواهد بود.
اریکا داونز، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، گفت: «چین با افزایش تولید وارد عمل میشود. با کاهش یا تثبیت تقاضای نفت، این امر باعث خنثی شدن تلاشهای دولت ترامپ برای تسلط بر انرژی یا فراهم کردن یک سپر دفاعی برای چین میشود. آنها در جهانی کاملاً متفاوت و در موقعیتی بهتر از دوران ترامپ ۱.۰ قرار دارند.
چین هنوز هم بسیار بیشتر از آنچه تولید میکند، مصرف دارد و به احتمال زیاد این وضعیت به زودی تغییر نخواهد کرد. اما امروز این کشور در تولید نفت خام در رتبه هفتم جهان قرار دارد و از بسیاری از اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) جلوتر است و در گاز طبیعی در رتبه چهارم قرار دارد.
این نفوذ بیانگر تحول شرکتهای بزرگ نفتی چین است که همه آنها در این هزاره به طور چشمگیری از نظر اندازه و پیچیدگی توسعه یافتهاند. پتروچاینا، Cnooc Ltd و سینوپک به غولهایی در زمینه تولید، پالایش و تجارت نفت تبدیل شدهاند، تولید سالانه پتروچاینا در دهه گذشته تقریباً یکچهارم افزایش یافته و به ۱.۸ میلیارد بشکه معادل نفت رسیده است.
شرکتهای بزرگ نفتی چین نه تنها بازار را شگفتزده کردهاند، بلکه خودشان را هم با فراتر رفتن از اهداف تولید شگفتزده کردهاند.
در دوران نخست ریاستجمهوری ترامپ و در جریان اولین جنگ تجاری، رئیسجمهور شی جینپینگ از تلاشهای تازهای برای افزایش تولید داخلی سخن گفت. از آن زمان، تولید نفت ۱۳ درصد افزایش یافته و تولید گاز بیش از نصف رشد کرده است. هر دو در مسیر ثبت رکوردهای بیسابقه در سال جاری قرار دارند، معادل افزودن تقریبا میزان تولید نفت اندونزی و گاز الجزایر به تعادل عرضه جهانی.
مقامات دولتی اهداف مشخص آینده را منتشر نکردهاند، در بهترین حالت، ممکن است نشانهای اوایل سال آینده و با تصویب پانزدهمین برنامه پنجساله توسط پارلمان سالانه چین ارائه شود. اما آنها روشن کردهاند که میخواهند رونق حفاری ادامه یابد. این نقشه اقتصادی جدید انتظار میرود که توسعه بالادستی را در اولویت قرار دهد.
تمرکز پکن بر امنیت هیدروکربنی را میتوان به اواخر دهه ۱۹۵۰ بازگرداند، به دورهای در حوالی جدایی چین از اتحاد جماهیر شوروی که به مقامات این نکته را آموخت که نباید بیش از حد بر دیگران تکیه کنند. نخستین میدان نفتی کشور، داکینگ، از همان ابتدا الگویی از خوداتکایی بود و به سرعت توسعه یافت، چرا که فناوری، مهندسان و تجهیزات ساختمانی به سوی آن هدایت شد.
این نگرانیها بهطور جدی حدود یک دهه پیش دوباره مطرح شدند، زمانی که اوپک یک جنگ قیمتی را برای توقف رشد نفت شیل آمریکا و مقابله با سقوط ارزش نفت آغاز کرد. چین در این میان گیر افتاد و با میادین نفتی قدیمی و پرهزینهای مواجه شد که رئیس پتروچاینا در سال ۲۰۱۶ گفته بود «هیچ امیدی» به سوددهی ندارند، حتی با بازگشت قیمتها. تولید طی سه سال بعد ۱۲ درصدی کاهش یافت.
تحت رهبری شی، پکن تصمیم گرفته است این وضعیت را تغییر دهد. در میانه جنگ تجاری با آمریکا، او در سال ۲۰۱۸ بر ضرورت افزایش اکتشاف و تولید نفت و گاز داخلی — به هر قیمتی — تاکید کرد. او این پیام را در جریان بازدید خود از بلوک Lai 113 در میدان نفتی Shengli در استان شرقی شاندونگ در سال ۲۰۲۱ نیز تقویت کرد.
شی به جمعی از کارگران که لباسهای قرمز روشن مقاوم در برابر آتش پوشیده بودند، گفت: «توسعه نفت برای کشور ما اهمیت زیادی دارد. به عنوان یک کشور عمده صنعتی، چین باید اقتصاد واقعی خود را توسعه دهد. کاسه برنج انرژی باید محکم در دستان خودمان نگه داشته شود.»
چهار سال بعد، در یک بعدازظهر خنک و بارانی سپتامبر در شنگلی، ژانگ چوانباو، زمینشناس ارشد شرکت اپراتور سینوپک، به بازدیدکنندگان نشان میدهد که شرکت چه اقداماتی برای احیای تولید در میدانی که نخستین بار در سال ۱۹۶۱ کشف شده بود، انجام داده است.
او کنار دو مخزن فلزی عظیم میایستد که با دیاکسید کربن مایع پر شدهاند؛ گازی که از یک پالایشگاه نزدیک جمعآوری شده است. پمپهایی که در انبارهایی کنار مخازن قرار دارند، این CO₂ را به اعماق زمین و درون مخازن تزریق میکنند. سینوپک علاقه دارد بر فواید زیستمحیطی ذخیره سالانه یک میلیون تن CO₂ زیر زمین تأکید کند، اما این کار همچنین به استخراج نفت و گاز اضافی کمک میکند و نرخ بازیابی را ۱۵ درصدی افزایش میدهد.
انتظار میرود پروژه جذب کربن، تولید نفت را طی ۱۵ سال آینده مجموعاً ۳ میلیون تن افزایش دهد، و سینوپک به دنبال روشهای دیگری برای حفظ تولید سالانه ۲۴ میلیون تنی در این میدان قدیمی است، از جمله بهرهبرداری از سنگهای شیل زیر آن.
تمام این پیشرفتها ممکن شده است به لطف سرمایهگذاریهای کلان در سالهای اخیر. پس از آنکه شی بر لزوم تأکید دوباره بر حفاری داخلی تأکید کرد، سال بعد سه شرکت بزرگ نفتی چین برنامه عملیاتی برای توسعه نفت و گاز تا سال ۲۰۲۵ را اتخاذ کردند. پتروچاینا، بزرگترین سرمایهگذار، هزینههای سرمایهای خود را در سال ۲۰۱۹ با ۱۶درصد افزایش به ۴۲ میلیارد دلار رساند، در حالی که Cnooc و سینوپک نیز هر کدام بیش از یک پنجم هزینههای خود را در همان سال افزایش دادند. در مقایسه، در همان سال مجموع هزینههای اکسون، شورون، شل و بیپی کمی بیش از ۵درصد افزایش یافته بود.
موفقیت پیشاپیش قطعی نبود. ۶ یا ۷ سال پیش، غولهای نفتی چین برنامههایی برای افزایش تولید اعلام میکردند، در زمانی که عرضه جهانی فراوان بود. تحلیلگران تردید داشتند که آیا این شرکتها اولویت را به بازدهی سهامداران میدهند یا به خدمت ملی.
اما این اقدام درست و آیندهنگرانه از آب درآمد. شرکتها درست در زمانی که قیمت نفت و گاز افزایش یافت، به تولید بیشتر پرداختند، بهویژه از سال ۲۰۲۲ پس از تهاجم روسیه به اوکراین. Cnooc در آن سال به سودهای بیسابقه رسید و پتروچاینا همین موفقیت را در سال ۲۰۲۴ تجربه کرد.
امروزه، چین فراتر از حمایت از میادین قدیمی برای حفظ تولید سوخت عمل میکند. این کشور سرمایهگذاریهایی در حوزه شیل انجام میدهد و شرکتهایی مانند Ningxia Baofeng Energy Group Co. پالایشگاههای عظیمی ساختهاند که زغالسنگ را به محصولات نفتی، مواد شیمیایی و گاز طبیعی تبدیل میکنند، فرایندی که حتی بیشتر از صنعت نفت سنتی آلاینده است.
بزرگترین موفقیت چین در دریا بوده است. Cnooc تولید داخلی خود که تمام آن فراساحلی است را بین پایان سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴، ۶۰ درصد افزایش داده است.
نماد این پیروزی، دریای بوهای در شمالشرق چین است، که جای میادین خشکی را گرفته و به بزرگترین منطقه تولید نفت کشور تبدیل شده است. این منطقه که با شبهجزایری از شاندونگ در غرب و لیائونینگ در شمال محافظت میشود، محل ۶۰ میدان نفتی و بیش از ۲۰۰ سکوی فراساحلی است که نفت و گاز را از زیر کف دریا استخراج میکنند.
یکی از این میادین، میدان Caofeidian 11-1 CEPJ است. این میدان که به نام یک شهر ساحلی نزدیک نامگذاری شده، بخشی از شبکهای در دریای بوهای است که در مجموع بیش از ۶۵۰ هزار بشکه معادل نفت در روز تولید میکند، تقریباً یک دهم تولید کل کشور.
تاسیسات فرآوری آن شبیه یک مجموعه عظیم مکّانو از مسیرهای پیادهروی سبز، ریلها و داربستهای زرد، جرثقیلهای قرمز و سفید و یک هزارتوی خاکستری از لولهها و شیرهای سنگین عایقبندیشده است. این سازه در خلیج مکزیک یا دریای شمال نیز عجیب به نظر نمیرسد و این اتفاقی نیست. حفاران چینی سالهاست با غولهای نفتی غربی همکاری میکنند. آنها تکنیکها را اقتباس کرده و در برخی موارد حتی آنها را بهبود بخشیدهاند، Cnooc زمان بین کشف میدان تا شروع تولید را از سه سال به دو سال کاهش داده است، که کوتاهتر از بسیاری از شرکتهای بینالمللی است.
شرکت Cnooc بیش از دو سوم افزایش تولید کشور در پنج سال گذشته را به خود اختصاص داده و انتظار دارد رشد خود را حداقل تا سال ۲۰۲۷ ادامه دهد. این شرکت میادین بیشتری در دریای بوهای و دریای جنوب چین دارد که قصد بهرهبرداری از آنها را دارد و همچنان در تلاش است تا مرزهای فناوری را جلو ببرد، مانند نخستین حفاری موفق یک چاه فراساحلی به عمق نزدیک به ۱۰ هزار متر.
در سالهای آینده، احتمال دارد تولید نفت و گاز مسیرهای متفاوتی را طی کند. تولید نفت احتمالاً در نزدیکی سطح فعلی تثبیت خواهد شد، در حالی که گاز پتانسیل رشد قابل توجهی دارد.
تولید داخلی پایدار همچنان مفید است، حتی اگر مصرف ملی هیدروکربن طبق پیشبینی کاهش یابد و پکن همچنان به پیش میرود.
منبع: bloomberg











