• امروز : دوشنبه - ۲۰ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Monday - 9 February - 2026
0

رقابت واقعی هوش مصنوعی در چین جریان دارد، نه بین آمریکا و چین

  • کد خبر : 12394
  • ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۸:۰۰
رقابت واقعی هوش مصنوعی در چین جریان دارد، نه بین آمریکا و چین
اکثر کارشناسان رقابت امروز در عرصه هوش مصنوعی را مسابقه‌ای بین آمریکا و چین می‌دانند. واشینگتن تصور می‌کند که پیروزی در این مسابقه منوط به در اختیار داشتن مدل‌های برتر و پیشرو و بالا بردن مقیاس رایانش است که این دو حوزه تحت سلطه تعداد انگشت‌شماری از آزمایشگاه‌ها و مراکز آمریکایی قرار دارند. چین هم رقیب اصلی به شمار می‌رود که با محدودیت‌های صادراتی کنترل شده و به آمریکا وابسته است و باید عقب‌ماندگی خود را جبران کند.

به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست،‌ ولی این روایت روز به روز بیشتر از واقعیت‌های موجود فاصله می‌گیرد. چین فقط یک راهبرد را دنبال نمی‌کند، بلکه سه راهکار مجزا و متفاوت را در مقیاس کلان به موازات هم به اجرا درآورده است. هر یک از این سه راهکار تحت هدایت خوشه‌های مختلفی از شرکت‌ها به پیش می‌روند که با محدودیت‌های خاص و متمایزی مواجه هستند و هر کدام برداشت ویژه خود را از مفهوم پیشتازی در هوش مصنوعی دارند.

راهبرد اول را می‌توان ماکسیمالیسم رایانشی (compute maximalism) یا تلاش برای به حداکثر رساندن توان رایانشی نامید که علی‌بابا و بایت‌دنس هدایت آن را در دست دارند و معتقدند که مقیاس و عملکرد رایانشی هنوز مهم‌ترین عامل محسوب می‌شود. علی‌بابا سال گذشته هزینه سنگینی را صرف زیرساخت‌های ابری و هوش مصنوعی کرد و به همین خاطر با وجود رشد ۳۴ درصدی درآمد بخش ابری، مجموع جریان نقدی آزادش به منفی ۸/۲۱ میلیارد یوآن (۱/۳ میلیارد دلار) رسید. این شرکت به ادعای مدیرانش هم‌اکنون بیش از ۳۵ درصد از کل بازار ابری هوش مصنوعی چین را در اختیار دارد و بیش از ۱۸۰ هزار مدل متن‌باز بر اساس خانواده مدل‌های کوئن آن ساخته شده‌اند.

بایت‌دنس نماینده نسخه «کاربرمحور» راهبرد فوق است و محصولات آن بر روی برخی از پیچیده‌ترین سامانه‌های توصیه‌گر جهان اجرا می‌شوند. این شرکت مدل‌های بزرگ اختصاصی خود را آموزش داده و آنها را با ابزارهای مولدی ترکیب می‌کند که هر کاری – از ویرایش خودکار ویدیو تا تهیه فیدهای شخصی‌سازی‌شده – را انجام می‌دهند.

بایت‌دنس تنها شرکت چینی است که هوش مصنوعی کاربردی آن در حال حاضر در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کند، و در نتیجه مجبور است با وجود پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی فراوان، سرمایه‌گذاری زیادی در زمینه بهبود عملکرد داشته باشد.

راهبرد دوم به رهبری تنسنت پیش می‌رود که آخرین صورت‌های مالی‌اش شرایط کاملا متفاوتی را نشان می‌دهند و بر خلاف روند افزایشی سایر شرکت‌ها، هزینه‌های سرمایه‌ای آن نسبت به دوره مشابه سال قبل ۲۴ درصد کاهش یافته و به ۱۳ میلیارد یوآن رسیده است (در حالی که درآمد و سود خالصش به ترتیب با افزایش ۱۵ و ۱۹ درصدی همراه بوده‌اند). هوش مصنوعی تنسنت از نوع فوق پیشرفته و لبه دانش نیست، بلکه کاملا با کسب و کارهای بالغش آمیخته شده است. به کمک ابزارهای هوش مصنوعی، درآمد این شرکت در بخش خدمات بازاریابی ۲۱ درصد و در بخش خدمات سازمانی و فین‌تک ۱۰ درصد رشد داشت. این راهبرد را تبدیل بازده به درآمد (efficiency-monetisation) می‌نامند: جمعیت بیش از یک میلیارد نفری کاربران تنسنت در پلت‌فرم‌های وی‌چت و ویشین (Weixin) باعث می‌شود که هر پیشرفت کوچکی در جلب نظر کاربران و تبدیل آن به پول، سود بسیار زیادی در پی داشته باشد. چین علاوه بر ساخت مدل‌های پیشرفته، از مزیت جمعیت عظیم و یکپارچه کاربران (اعم از مردم عادی و سازمان‌ها و شرکت‌ها) نیز برخوردار است. البته فعلا مشخص نیست که آیا این مزیت برای تنسنت حفظ خواهد شد یا فاصله فزاینده‌اش با به‌روزترین پیشرفت‌های هوش مصنوعی جهان، در نهایت آن را به سرمایه‌گذاری سنگین‌تر در این حوزه وادار می‌کند.

راهبرد سوم، به رهبری بایدو و هواوی، حکمرانی زیرساخت (infrastructure sovereignty) است. در آخرین گزارش سه ماهه بایدو، بخش‌های مرتبط با هوش مصنوعی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۵۰ درصد افزایش داشته‌اند. بخش ارائه خدمات در ازای پرداخت حق اشتراک و زیرساخت هوش مصنوعی این شرکت سریع‌تر از کسب و کار سنتی تبلیغات در حال گسترش هستند، و تعداد درخواست‌های مشتریان واحد حمل و نقل خودران آن یعنی آپولو گو (Apollo Go) هم از ۱۷ میلیون سفر با خودروهای بدون راننده در ۲۲ شهر فراتر رفته است.

بایدو به جای رقابت با مقیاس ابری عظیم علی‌بابا یا جمعیت فراوان مشتریان تنسنت، مشغول ریل‌گذاری در حوزه‌هایی است که بخش عمده‌ای از اقتصاد هوش مصنوعی چین می‌تواند بر روی آنها حرکت کند: پلت‌فرم‌های هوش مصنوعی سازمانی، ارائه خدمات با دریافت حق اشتراک، شبکه‌های حمل و نقل و زیرساخت‌های آموزش مدل. در همین حال، جبر زمانه (محدودیت‌های صادراتی آمریکا علیه چین) و بلندپروازی هواوی هم سبب پیشرفت چشمگیر زیست‌بوم تراشه‌های اسند (Ascend) شده که جایگزینی بومی برای واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) انویدیا فراهم نموده است.

این سه رویکرد صرفا راهبردهایی سازمانی نیستند، بلکه پاسخی به واقعیت‌های ساختاری چین هستند: عدم دسترسی کافی به GPUهای پیشرفته، بازار داخلی عظیم و متنوع، و سیاست‌های صنعتی که علاوه بر عملکرد، به تاب‌آوری هم اهمیت می‌دهد.

ماکسیمالیسم رایانشی سعی دارد با بالا بردن مقیاس و ظرفیت، بر کمبودها غلبه کند. تبدیل بازده به درآمد شامل استفاده از تعداد فوق‌العاده زیاد کاربران پلت‌فرم‌های چینی برای کسب ارزش بدون نیاز به رقابت در مرزهای هوش مصنوعی است. در راهبرد حکمرانی زیرساخت نیز سعی می‌شود یک مجموعه کامل هوش مصنوعی به وجود آید که قادر به تحمل مشکلات ژئوپلیتیکی باشد.

یکی از دلایل به‌کارگیری همزمان راهبرد‌های مذکور این است که چین از لحاظ فناورانه و ژئوپلیتیکی در شرایط کاملا نامشخصی قرار دارد. محدودیت‌های صادراتی آمریکا ممکن است تشدید شوند. پلت‌فرم‌های چینی به دلایل سیاسی هنوز نمی‌توانند روی بازارهای بین‌المللی حساب باز کنند. مبانی علمی هوش مصنوعی هم هنوز به مرحله باثباتی نرسیده و دائما در حال تحول است. البته علی‌رغم پیشرفت مداوم مدل‌های پیشرو، شاید معماری کارایی‌محور در نهایت برای کاربردهای عملی مناسب‌تر باشد.

بنابر این اجرای موازی چند راهبرد، برای پکن نوعی پوشش ریسک ملی است تا مطمئن شود که صرف نظر از روند تغییرات چشم‌انداز جهانی، حداقل یک مسیر به موفقیت منتهی شود.

اما هر سه راهبرد فوق از ستون فقرات مشترکی به نام ظرفیت‌های هوش مصنوعی چینی بهره می‌برند که بخش عمده‌ای از آن نیز متن‌باز است. کوئن، دیپ‌سیک، کیمی (Kimi) و سایر خانواده‌های مدل‌ها در شرکت‌های مختلف «فورک» یا انشعاب یافته، متناسب با نیازها اصلاح و تنظیم شده و مورد استفاده قرار می‌گیرند. این راهبردها خشک و غیر قابل تغییر هم نیستند و در واقع سه روش مجزا و متمایز برای ارزیابی ریسک و سود در شرایط دشوار موجود به شمار می‌روند.

این تنوع‌بخشی داخلی کاملا با شرایط حاکم در آمریکا در تضاد است. در آمریکا عوامل اقتصادی و قوانین و مقررات، صنعت هوش مصنوعی را به سمت ادغام و یکپارچگی سوق داده‌اند، به طوری که حلقه محدود و کوچکی از آزمایشگاه‌ها و شرکت‌ها بر آموزش پیشرفته‌ترین مدل‌ها تسلط دارند، و سیاست‌گذاران تمرکز را به عنوان یک دارایی حاکمیتی در نظر می‌گیرند.

در مجموع، پکن بر خلاف واشینگتن مجموعه‌ای از راهبردهای موازی را به اجرا درآورده است که هر کدام مرزهای خاص و متفاوتی از فناوری و تجارت را امتحان می‌کنند.

شاید در نگاه اول به نظر برسد که می‌توان نتیجه مسابقه جهانی هوش مصنوعی را بر اساس امتیازات به دست آمده در محک‌زنی‌ها یا تعداد تراشه‌ها تشخیص داد. ولی رقابت بزرگ دیگری هم در داخل چین شکل گرفته است. یک گروه از شرکت‌ها معتقدند که ایجاد بزرگ‌ترین خوشه‌ها رمز موفقیت خواهد بود؛ گروه دیگری بر روی به‌کارگیری هوش مصنوعی در شبکه‌های عظیم کاربران شرط‌بندی کرده؛ و گروه سوم نیز مشغول تهیه ابزارها و زیرساخت‌هایی است که در نهایت تمام شرکت‌ها به آن نیاز و اتکا دارند.

نتیجه نهایی این رقابت سه‌جانبه نه فقط اقتصاد دیجیتال چین، بلکه سامانه‌های هوش مصنوعی مورد استفاده بخش عمده‌ای از جمعیت جهان را نیز شکل خواهد داد.

منبع: scmp

لینک کوتاه : https://techchina.ir/?p=12394

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.