به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، این اقدام منعکسکننده نگرانیهای فزاینده واشنگتن در مورد جاهطلبیهای چین در علوم زیستی و خطرات بالقوه امنیت ملی ناشی از دسترسی پکن به دادههای حساس ژنتیکی و مراقبتهای بهداشتی است.
حامیان این قانون استدلال میکنند که آن برای حفاظت از منافع آمریکا و حفظ رهبری فناوری ضروری است. دولت ایالاتمتحده حفظ مزیت تکنولوژیکی خود را در اولویت قرار داده است، همانطور که اقدامات قانونی مشابه در سایر بخشهای فناوری پیشرفته از جمله نیمههادیها، هوش مصنوعی و انرژی پاک نیز نشان میدهد.
با این حال، قطع روابط با شرکتهای بیوتکنولوژی چینی میتواند همکاری علمی جهانی را مختل و توسعه درمانهای جدید را کُند کند. صنعت بیوتکنولوژی عمیقاً در هم تنیده شده است و شرکتهای آمریکایی برای توسعه و تولید به شدت به سازمانهای تولیدی تحقیق و توسعه قراردادی چینی (CROs و CDMOs) متکی هستند.
جمعیت سالخورده تقاضا برای داروها و درمانهای جدید و پیچیدگی مدیریت بیماری را افزایش میدهد. بیماریهایی مانند سرطان، آلزایمر و بیماریهای مزمن در حال شایعتر شدن هستند و فرآیند تولید داروی پرهزینه را پیچیدهتر نیز میکنند که معمولاً ۱۰ تا ۱۵ سال طول میکشد و بیش از میلیاردها دلار هزینه دارد. برآوردها حاکی از آن است که از هر ۱۰ تا ۱۵ هزار ترکیبی که در مراحل بالینی آزمایش میشوند، تنها حدود پنج مورد برای آزمایشهای بالینی بیخطر در نظر گرفته میشوند و تنها یک مورد تأییدیه نظارتی را دریافت میکند.
پیچیدگی بیماری، مقررات سختگیرانهتر و مشکلات در استفاده از بیمار، زمانبندی تحقیقات و هزینههای تحقیق و توسعه را افزایش داده است. این تأخیرها همچنین حمایت از گواهیهای ثبت اختراع را کاهش میدهد و به شرکتها فرصت کمتری برای سرمایهگذاری میدهد.
برای جبران این چالشها، بسیاری از شرکتهای داروسازی به CRO و CDMO روی آوردهاند. این مشارکتها میتوانند زمان توسعه و هزینههای تحقیق و توسعه را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. امروزه، CROها و CDMOها بخش مهمی از توسعه داروهای جدید و تحقیقات در مراحل آخر هستند. به ویژه در چین، جایی که هزینههای نیروی کار کمتر است، برونسپاری به یک استراتژی کلیدی برای مدیریت افزایش هزینهها و رقابتی ماندن تبدیل شده است.
نتایج یک نظرسنجی که در ماه مه ۲۰۲۴ توسط سازمان نوآوری بیوتکنولوژی منتشر شد، نشان داد که ۷۹ درصد از شرکتهای آمریکایی حداقل یک قرارداد با CROهای مستقر در چین داشتند یا محصولاتی را از CDMOهای مستقر در چین تهیه میکردند. از بین بردن این روابط میتواند پرهزینه و زمان بر باشد و راهاندازی داروها و درمانهای جدید را به تأخیر بیندازد.
علاوه بر این، این جدایی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و چین را وادار کند تا تلاشهای نوآوری بومی خود را تسریع بخشد. پکن قبلاً در طرح «ساخت چین ۲۰۲۵» بیوتکنولوژی را به عنوان یک صنعت نوظهور استراتژیک با اهداف بلندپروازانه برای افزایش سهم بازار جهانی خود شناسایی کرده است. از ژوئن ۲۰۲۱، چین شاهد چشمانداز سرمایهگذاری قوی در بخش بیوتکنولوژی بوده است.
این سرمایهگذاریها طیف وسیعی از حوزههای مراقبتهای بهداشتی، از جمله توسعه داروهای هوش مصنوعی، تحقیقات واکسن و پلتفرمهای دستگاههای پزشکی را در بر میگیرد. چنین سرمایهگذاریهایی حاکی از اعتماد و علاقه شدید به صنایع بیوتکنولوژی و بهداشت و درمان چین با وجود رکود اقتصادی است که بر استارتآپهای بیوتکنولوژی تأثیر گذاشته است.
تلاشهای جداسازی بیوتکنولوژی در شرایط عدم قطعیت پیرامون تمدید توافقنامه همکاری علمی و فناوری ایالاتمتحده و چین انجام میشود. این پیمان مهم که از سال ۱۹۷۹ همکاری علمی بین دو کشور را تسهیل کرده است، در پایان ماه اوت ۲۰۲۴ پس از تمدید شش ماهه که نتوانست پیشرفتی ایجاد کند منقضی شد.
تلاشها برای مذاکره برای تمدید طولانیمدت با تأخیر و پیچیدگی همراه بوده است. مقالهای از نیچر پیشنهاداتی را ارائه کرد که به یک تجدید نهایی اشاره میکنند، البته با دامنه محدودتر که همکاری در زمینههای رقابتی مانند محاسبات کوانتومی، هوش مصنوعی و نیمهرساناهای پیشرفته را محدود میکند.
اما آیا بیوتکنولوژی آخرین میدان نبرد در رقابت تکنولوژیکی بین ایالاتمتحده و چین خواهد بود؟
نتیجه آن احتمالاً آینده تحقیق و توسعه علوم زیستی جهانی را شکل خواهد داد. اینکه آیا این جدایی در درازمدت نوآوری را افزایش میدهد یا مانع از آن میشود را باید منتظر ماند و دید، اما یک چیز واضح است: دوران همکاری بدون محدودیت آمریکا و چین در علم و فناوری در حال پایان است. جداسازی بیوتکنولوژی نشاندهنده روند گستردهتر ملیگرایی فنی است، جایی که کشورها به طور فزایندهای پیشرفت علمی و فناوری را از دریچه امنیت ملی و رقابت اقتصادی میبینند.
برای شرکتهای داروسازی چندملیتی، حرکت در این وضعیت جدید نیازمند برنامهریزی استراتژیک دقیق است. برخی در حال کاوش راههایی برای تنوع بخشیدن به زنجیره تأمین و مشارکتهای تحقیقاتی خود فراتر از چین هستند. با این حال، کنار گذاشتن کامل بازار چین گزینه مناسبی برای اکثر شرکتها نیست.
پیامدهای گستردهتر این جداسازی بیوتکنولوژی فراتر از تأثیرات فوری صنعت و نشاندهنده یک تغییر اساسی در چشمانداز علمی جهانی است، جایی که ملاحظات ژئوپلیتیکی به طور فزایندهای اولویتها و همکاریهای تحقیقاتی را شکل میدهد. این روند میتواند سرعت پیشرفت علمی جهانی را کاهش دهد، به ویژه در زمینههایی که نیاز به همکاری بینالمللی در مقیاس بزرگ دارند.
از آنجایی که ایالاتمتحده و چین به همکاریهای علمی و فناوری از طریق دریچه امنیت ملی نگاه میکنند، چشمانداز تحقیقات جهانی در معرض خطر تکهتکه شدن است. با توجه به اینکه کشورها رهبری فناوری را به عنوان یک بازی حاصل جمع صفر میبینند، خطر یک اکوسیستم نوآوری جهانی چندپاره در حال افزایش است.
از آنجایی که سیاستگذاران با این مسائل پیچیده دستوپنجه نرم میکنند، ایجاد تعادل بین نگرانیهای امنیت ملی و مزایای همکاری علمی بینالمللی بسیار مهم خواهد بود. نتیجه این اقدام احتمالاً آینده نوآوری جهانی و پیشرفت فناوری را برای دهههای آینده شکل خواهد داد.
منبع: scmp